posits

[ایالات متحده]/ˈpɒzɪts/
[بریتانیا]/ˈpɑːzɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرض می‌کند یا به عنوان پایه‌ای برای استدلال پیشنهاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

theory posits

فرضیه بیان می‌کند

research posits

تحقیقات بیان می‌کند

study posits

مطالعه بیان می‌کند

author posits

نویسنده بیان می‌کند

hypothesis posits

فرضیه بیان می‌کند

model posits

مدل بیان می‌کند

analysis posits

تجزیه و تحلیل بیان می‌کند

framework posits

چارچوب بیان می‌کند

argument posits

استدلال بیان می‌کند

proposal posits

پیشنهاد بیان می‌کند

جملات نمونه

the theory posits that all life originated from a single cell.

تئوری بیان می‌کند که تمام حیات از یک سلول واحد سرچشمه گرفته است.

he posits that education is the key to social progress.

او معتقد است که آموزش کلید پیشرفت اجتماعی است.

the author posits a new framework for understanding human behavior.

نویسنده یک چارچوب جدید برای درک رفتار انسان مطرح می‌کند.

this research posits a strong link between diet and health.

این تحقیق ارتباط قوی بین رژیم غذایی و سلامتی را مطرح می‌کند.

the scientist posits that climate change is accelerating.

دانشمند معتقد است که تغییرات آب و هوایی در حال تسریع است.

she posits that happiness is a choice we make daily.

او معتقد است که شادی انتخابی است که ما به طور روزانه انجام می‌دهیم.

the article posits several solutions to the problem.

مقاله راه حل‌های متعددی برای این مشکل مطرح می‌کند.

he posits that technology will reshape our future.

او معتقد است که فناوری آینده ما را تغییر خواهد داد.

the philosopher posits a radical view on morality.

فيلسوف یک دیدگاه رادیکال در مورد اخلاق مطرح می‌کند.

the study posits that early intervention can change outcomes.

این مطالعه نشان می‌دهد که مداخله زودهنگام می‌تواند نتایج را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید