potently

[ایالات متحده]/ˈpəʊtntli/
[بریتانیا]/ˈpoʊtntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز قانع‌کننده یا قدرتمند

عبارات و ترکیب‌ها

potently effective

بسیار مؤثر

potently expressed

به طور مؤثری بیان شده

potently influential

بسیار تأثیرگذار

potently charged

بسیار بارگذاری شده

potently relevant

بسیار مرتبط

potently vivid

بسیار زنده

potently persuasive

بسیار متقاعد کننده

potently stimulating

بسیار تحریک آمیز

potently attractive

بسیار جذاب

potently memorable

بسیار به یاد ماندنی

جملات نمونه

she spoke potently about the need for change.

او با قدرت در مورد نیاز به تغییر صحبت کرد.

the medicine works potently against infections.

دارو به طور موثر در برابر عفونت ها عمل می کند.

his words resonated potently in the room.

کلمات او به طور قدرتمندی در اتاق طنین انداز شد.

the campaign was potently effective in raising awareness.

کمپین به طور موثری در افزایش آگاهی مؤثر بود.

she potently demonstrated her skills during the competition.

او به طور قدرتمندی مهارت های خود را در طول مسابقه نشان داد.

the artist's work potently captures the essence of life.

آثار هنرمند به طور قدرتمندی جوهر زندگی را به تصویر می کشد.

the speech was delivered potently, leaving a lasting impact.

سخنرانی به طور قدرتمندی ارائه شد و تأثیر ماندگاری گذاشت.

potently flavored dishes are a highlight of the cuisine.

غذاهای با طعم قوی از ویژگی های آشپزی هستند.

the novel addresses potently relevant social issues.

رمان به طور موثری به مسائل اجتماعی مرتبط می پردازد.

her laughter potently filled the room with joy.

خنده او به طور قدرتمندی اتاق را با شادی پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید