pout

[ایالات متحده]/paʊt/
[بریتانیا]/paʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. به حالت غمگین لب‌ها را جلو آوردن; نشان دادن نارضایتی
vt. لب‌ها را به حالت غمگین جلو آوردن
vi. لب‌ها را به حالت غمگین جلو آوردن
Word Forms
قسمت سوم فعلpouted
جمعpouts
صفت یا فعل حال استمراریpouting
شکل سوم شخص مفردpouts
زمان گذشتهpouted

عبارات و ترکیب‌ها

pouty lips

لب‌های اخم کرده

جملات نمونه

be in the pouts(=have the pouts)

در حال اخم بودن(=داشتن اخم)

She pouted prettily at him.

او به او با ناز اخم کرد.

The firm lips pouted in a sulk.

لب‌های محکم با ناراحتی اخم کردند.

her lips pouted provocatively.

لب‌هایش به طور تحریک‌آمیزی اخم کردند.

But they also thanked a short-legged pouter pigeon of a man named Erich Raeder.

اما آنها از یک مرد با پای کوتاه به نام اریک رادر نیز تشکر کردند.

Wells, in particular, is a famous pouter who quit on the Rockets last season before the playoffs after disagreements with then-coach Jeff Van Gundy.

ولز، به طور خاص، یک بازیکن معروف است که پس از اختلاف با مربی آن زمان، جف وان گاندی، فصل گذشته قبل از پلی آف با راکتس کنار گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید