powering

[ایالات متحده]/ˈpaʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpaʊərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخمین قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

powering growth

توانش رشد

powering change

توانش تغییر

powering innovation

توانش نوآوری

powering success

توانش موفقیت

powering performance

توانش عملکرد

powering dreams

توانش تحقق رویاها

powering solutions

توانش ارائه راه حل

powering progress

توانش پیشرفت

powering efficiency

توانش کارایی

powering communities

توانش ایجاد جامعه

جملات نمونه

the new solar panels are powering our entire house.

پنل‌های خورشیدی جدید در حال تامین انرژی کل خانه ما هستند.

she is powering through her workout despite feeling tired.

با وجود احساس خستگی، او با تمام توان تمرینات خود را ادامه می‌دهد.

the engine is powering the vehicle at high speeds.

موتور خودرو را با سرعت بالا به حرکت در می‌آورد.

they are powering the community with renewable energy.

آنها جامعه را با انرژی‌های تجدیدپذیر تامین می‌کنند.

the team is powering ahead with their project.

تیم با سرعت و قدرت به کار خود در پروژه ادامه می‌دهد.

wind turbines are powering thousands of homes.

توربین‌های بادی هزاران خانه را تامین می‌کنند.

he is powering his business with innovative ideas.

او کسب و کار خود را با ایده‌های نوآورانه تامین می‌کند.

the battery is powering the device for hours.

باتری دستگاه را برای ساعت‌ها روشن نگه می‌دارد.

they are powering the event with live music.

آنها رویداد را با موسیقی زنده تامین می‌کنند.

the software is powering the latest smartphones.

نرم افزار گوشی های هوشمند جدید را تامین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید