pre-dawn stillness
سکوت قبل از سپیده دم
pre-dawn hours
ساعات قبل از سپیده دم
pre-dawn light
نور سپیده دم
pre-dawn chill
سرما قبل از سپیده دم
pre-dawn walk
قدم زدن قبل از سپیده دم
pre-dawn glow
تابش سپیده دم
pre-dawn silence
سکوت قبل از سپیده دم
pre-dawn arrival
ورود قبل از سپیده دم
pre-dawn activity
فعالیت قبل از سپیده دم
pre-dawn view
منظره قبل از سپیده دم
the pre-dawn stillness was broken by the sound of a distant rooster.
سکوت پیش از سپیده دم با صدای یک خروس دوردست شکسته شد.
the pre-dawn air was crisp and cool, perfect for a morning walk.
هوا در پیش از سپیده دم خنک و مطبوع بود، مناسب برای یک پیاده روی صبحگاهی.
she enjoyed painting the pre-dawn sky, capturing the subtle colors.
او از نقاشی کردن آسمان پیش از سپیده دم لذت می برد و رنگ های ظریف را به تصویر می کشید.
the pre-dawn hours are a great time for quiet reflection and meditation.
ساعات پیش از سپیده دم زمان خوبی برای تفکر و مراقبه آرام است.
the pre-dawn glow began to illuminate the eastern horizon.
درخشش پیش از سپیده دم شروع به روشن کردن افق شرقی کرد.
the pre-dawn darkness gradually faded as the sun approached.
تاریکی پیش از سپیده دم به تدریج با نزدیک شدن خورشید محو شد.
the pre-dawn chorus of birds filled the forest with music.
همسرایی پرندگان در پیش از سپیده دم جنگل را با موسیقی پر کرد.
pre-dawn stillness
سکوت قبل از سپیده دم
pre-dawn hours
ساعات قبل از سپیده دم
pre-dawn light
نور سپیده دم
pre-dawn chill
سرما قبل از سپیده دم
pre-dawn walk
قدم زدن قبل از سپیده دم
pre-dawn glow
تابش سپیده دم
pre-dawn silence
سکوت قبل از سپیده دم
pre-dawn arrival
ورود قبل از سپیده دم
pre-dawn activity
فعالیت قبل از سپیده دم
pre-dawn view
منظره قبل از سپیده دم
the pre-dawn stillness was broken by the sound of a distant rooster.
سکوت پیش از سپیده دم با صدای یک خروس دوردست شکسته شد.
the pre-dawn air was crisp and cool, perfect for a morning walk.
هوا در پیش از سپیده دم خنک و مطبوع بود، مناسب برای یک پیاده روی صبحگاهی.
she enjoyed painting the pre-dawn sky, capturing the subtle colors.
او از نقاشی کردن آسمان پیش از سپیده دم لذت می برد و رنگ های ظریف را به تصویر می کشید.
the pre-dawn hours are a great time for quiet reflection and meditation.
ساعات پیش از سپیده دم زمان خوبی برای تفکر و مراقبه آرام است.
the pre-dawn glow began to illuminate the eastern horizon.
درخشش پیش از سپیده دم شروع به روشن کردن افق شرقی کرد.
the pre-dawn darkness gradually faded as the sun approached.
تاریکی پیش از سپیده دم به تدریج با نزدیک شدن خورشید محو شد.
the pre-dawn chorus of birds filled the forest with music.
همسرایی پرندگان در پیش از سپیده دم جنگل را با موسیقی پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید