prejudicedly

[ایالات متحده]/[ˈprɪˌdʒuːdɪsli]/
[بریتانیا]/[ˈprɪˌdʒuːdɪsli]/

ترجمه

adv. به صورت تحيزآمیز؛ با تحيز؛ نشان دادن یا بیان کردن تحيز.

عبارات و ترکیب‌ها

prejudicedly assumed

فرضیه‌ای نادرست

prejudicedly judging

قضاوت نادرست

prejudicedly dismissed

رد نادرست

prejudicedly stated

این گفته‌های نادرست

prejudicedly view

نگاه نادرست

prejudicedly reacted

reaksiyon نادرست

prejudicedly speaking

به طور نادرست

prejudicedly considered

در نظر گرفتن نادرست

prejudicedly evaluating

ارزیابی نادرست

prejudicedly explained

توضیح نادرست

جملات نمونه

the hiring manager viewed candidates prejudicedly, favoring those from elite schools.

مدیر استخدام با نگرش متحيز به نامزدها نگاه کرد و به افرادی که از مدارس ارکان می‌آمدند مزیت می‌داد.

he assessed the situation prejudicedly, assuming the worst about the opposing team.

او شرایط را با نگرش متحيز بررسی کرد و فرض کرد بدترین چیز درباره تیم مقابل رخ می‌دهد.

the critic reviewed the film prejudicedly, dismissing its artistic merit without consideration.

کارشناس با نگرش متحيز فیلم را بررسی کرد و ارزش هنری آن را بدون هیچ گونه توجهی نادیده گرفت.

she judged the book prejudicedly, based solely on its controversial cover.

او کتاب را با نگرش متحيز قضاوت کرد و فقط بر اساس جلد متنازع آن.

the jury deliberated, but some members seemed to have already decided, prejudicedly.

هیئت محاکمه در مورد آن بحث کرد، اما بعضی اعضای آن به نظر می‌رسد که قبلاً تصمیم گرفته‌اند و با نگرش متحيز.

he reacted prejudicedly to the news, immediately assuming malicious intent.

او به خبر با نگرش متحيز واکنش نشان داد و فوراً قصد بدی را فرض کرد.

the politician spoke prejudicedly about the minority group, fueling public division.

سیاستمدار درباره گروه کمتریت با نگرش متحيز صحبت کرد و از افکار عمومی جدایی ایجاد کرد.

the professor graded the papers prejudicedly, penalizing students for unconventional ideas.

استاد به کارنامه‌ها با نگرش متحيز امتیاز داد و دانشجویان را به خاطر ایده‌های غیرمعمول مجازات کرد.

the algorithm was designed to filter content, but it operated prejudicedly, excluding certain viewpoints.

الگوریتم برای فیلتر کردن محتوا طراحی شد، اما به نگرش متحيز عمل می‌کرد و برخی نظرات را حذف می‌کرد.

the witness testified prejudicedly, swayed by personal feelings rather than facts.

گواه با نگرش متحيز شهادت داد و تحت تأثیر احساسات شخصی بود نه واقعیت‌ها.

the company’s marketing campaign was criticized for being prejudicedly targeted at a specific demographic.

کمپین بازاریابی شرکت به دلیل اینکه به یک گروه جمعیتی به نگرش متحيز هدف قرار دادن، مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید