preparations

[ایالات متحده]/ˌprepəˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌprepəˈreɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند آماده‌سازی چیزی؛ ترتیباتی که از قبل انجام شده است؛ مواد یا ترکیباتی که برای هدف خاصی آماده شده‌اند؛ شکل جمع آماده‌سازی

عبارات و ترکیب‌ها

final preparations

آماده‌سازی‌های نهایی

emergency preparations

آماده‌سازی‌های اضطراری

wedding preparations

آماده‌سازی‌های عروسی

travel preparations

آماده‌سازی‌های سفر

event preparations

آماده‌سازی‌های رویداد

military preparations

آماده‌سازی‌های نظامی

school preparations

آماده‌سازی‌های مدرسه

holiday preparations

آماده‌سازی‌های تعطیلات

safety preparations

آماده‌سازی‌های ایمنی

project preparations

آماده‌سازی‌های پروژه

جملات نمونه

we need to make preparations for the meeting.

ما باید برای جلسه آماده‌سازی کنیم.

she is in charge of the preparations for the event.

او مسئولیت آماده‌سازی برای رویداد را بر عهده دارد.

his preparations for the exam were thorough.

آماده‌سازی‌های او برای امتحان کامل بود.

they completed all the necessary preparations ahead of time.

آنها تمام آماده‌سازی‌های لازم را قبل از موعد به پایان رساندند.

preparations for the trip are almost finished.

آماده‌سازی‌ها برای سفر تقریباً به پایان رسیده است.

we should review our preparations before the big day.

ما باید قبل از روز بزرگ، آمادگی‌های خود را بررسی کنیم.

his careful preparations paid off during the presentation.

آماده‌سازی‌های دقیق او در طول ارائه نتیجه بخش بود.

she spent the weekend making preparations for her wedding.

او آخر هفته را برای آماده‌سازی عروسی خود گذراند.

they announced the preparations for the festival.

آنها آمادگی‌ها برای جشنواره را اعلام کردند.

we need to finalize our preparations by tomorrow.

ما باید تا فردا آمادگی‌های خود را نهایی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید