prescribing

[ایالات متحده]/prɪˈskraɪbɪŋ/
[بریتانیا]/prɪˈskraɪbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مجاز کردن دارو; هدایت یا دستور دادن; تعیین یا ارائه قوانین; مشخص کردن برای رعایت

عبارات و ترکیب‌ها

prescribing medication

تجویز دارو

prescribing guidelines

دستورالعمل‌های تجویز

prescribing authority

اختیار تجویز

prescribing practices

روش‌های تجویز

prescribing errors

اشتباهات تجویز

prescribing information

اطلاعات تجویز

prescribing patterns

الگوهای تجویز

prescribing privileges

مزایای تجویز

prescribing restrictions

محدودیت‌های تجویز

جملات نمونه

the doctor is prescribing medication for your condition.

پزشک داروی شرایط شما را تجویز می‌کند.

prescribing the right dosage is crucial for treatment.

تجویز دوز مناسب برای درمان بسیار مهم است.

she is responsible for prescribing new treatments.

او مسئول تجویز درمان‌های جدید است.

prescribing antibiotics without a diagnosis can be harmful.

تجویز آنتی‌بیوتیک‌ها بدون تشخیص می‌تواند مضر باشد.

many doctors are cautious about prescribing opioids.

بسیاری از پزشکان در مورد تجویز داروهای افیونی محتاط هستند.

he was praised for prescribing a holistic approach.

او به خاطر تجویز یک رویکرد جامع مورد تحسین قرار گرفت.

prescribing lifestyle changes can improve health outcomes.

تجویز تغییرات در سبک زندگی می‌تواند نتایج بهداشتی را بهبود بخشد.

she is experienced in prescribing mental health treatments.

او در تجویز درمان‌های بهداشتی روان تجربه دارد.

doctors should be careful when prescribing for children.

پزشکان باید در هنگام تجویز دارو برای کودکان مراقب باشند.

he specializes in prescribing therapies for chronic pain.

او در تجویز درمان‌های درمانی برای درد مزمن تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید