presume

[ایالات متحده]/prɪˈzjuːm/
[بریتانیا]/prɪˈzuːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فرض کردن; گمان کردن; دلالت کردن
vi. باور کردن; بدون اجازه عمل کردن.
Word Forms
زمان گذشتهpresumed
شکل سوم شخص مفردpresumes
صفت یا فعل حال استمراریpresuming
قسمت سوم فعلpresumed

عبارات و ترکیب‌ها

presume innocence

ظاهر بی‌گناهی

presume guilt

ظاهر گناهکار بودن

presume to know

ادعا کردن که می‌دانی

جملات نمونه

presume on a person's credulity

حدس زدن درباره ساده‌دلی یک شخص

presume on one's position

استفاده نامناسب از موقعیت یک فرد

Don't presume on their hospitality.

از مهمان‌نوازی آنها سوء استفاده نکنید.

I presume you're tired.

حدس می‌زنم خسته هستید.

You must presume no such thing.

نباید چنین فرضیاتی را مطرح کنید.

"Mr. Nelson, I presume?"

«آقای نلسون، حدس می‌زنم؟»

it's arrogant to presume animals to be insentient.

این مغرورانه است که فرض کنیم حیوانات غیرحسی هستند.

I won't presume to trouble you.

جسارت نمی‌کنم شما را اذیت کنم.

You had better presume no such thing.

بهتر است چنین فرضیاتی را مطرح نکنید.

Don't presume too far!

خیلی دور نروید!

assumed that prices would rise.See Synonyms at presume

تصور می‌شد که قیمت‌ها افزایش یابند. به مترادف‌ها در presume مراجعه کنید

Stonehenge was presumed to post-date these structures.

تصور می‌شد که استونهنج پس از این سازه‌ها ساخته شده است.

He presumed to invite himself to dinner.

او جسارت کرد و خود را به شام دعوت کرد.

We cannot presume the existence of life on other planets.

ما نمی‌توانیم فرض کنیم که حیات در سیارات دیگر وجود دارد.

A signed invoice presumes receipt of the shipment.

یک صورت‌حساب امضا شده، دریافت محموله را فرض می‌کند.

I presume from your speech that you are a foreigner.

از صحبت‌هایتان حدس می‌زنم که شما یک خارجی هستید.

We must not presume too mush on the reliability of such sources.

ما نباید بیش از حد به قابلیت اطمینان چنین منابعی اعتماد کنیم.

Take care that you don't presume on my feelings.

مراقب باشید که در مورد احساسات من سوء استفاده نکنید.

We mustn't presume too much upon the reliability of such sources.

نباید بیش از حد به قابلیت اطمینان چنین منابعی اعتماد کنیم.

If a person is missing for seven years,he is presumed dead.

اگر شخصی به مدت هفت سال مفقود شده باشد، او مرده تلقی می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Lady Mary Crawley, I presume? - You presume right.

خانم مری کرولی، حدس می‌زنم؟ - شما درست حدس می‌زنید.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

“The Ministry wouldn’t presume to trouble you, sir, surely? ”

«وزارت امور خارجه نمی‌خواست شما را آزار دهد، البته؟»

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets Selected Edition

" He is still with you, I presume? "

«او هنوز با شماست، حدس می‌زنم؟»

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes

Bobby was missing, but he was never presumed dead.

باببی مفقود شده بود، اما هرگز به عنوان مرده فرض نشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

An accident, I presume? By no means.

یک تصادف، حدس می‌زنم؟ به هیچ وجه.

منبع: The Engineer's Thumb Case of Sherlock Holmes

I know it. I presume it's open all day.

می‌دانم. حدس می‌زنم که همه روزه باز است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

He did not, My Lord. And I did not presume to ask.

او اینطور نبود، پروردگارم. و من هم جرات نپرسیدم.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

Perhaps the world is not, for all its dangers, quite as awful as we presume.

شاید دنیا، با وجود تمام خطراتش، به اندازه ای که ما فرض می کنیم وحشتناک نیست.

منبع: The school of life

But most of us are reluctant to start these conversations because we presume the opposite.

اما بیشتر ما نمی خواهیم این گفتگوها را شروع کنیم زیرا ما برعکس آن فرض می کنیم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

I presume that's not what people meant either.

حدس می‌زنم این هم چیزی نبود که مردم منظورشان بود.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید