preventer

[ایالات متحده]/prɪˈvɛntə/
[بریتانیا]/prɪˈvɛntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مانع یا جلوگیری می‌کند؛ شیء که مانع می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fire preventer

جلوگیرنده آتش‌سوزی

flood preventer

جلوگیرنده سیل

disease preventer

جلوگیرنده بیماری

smoke preventer

جلوگیرنده دود

pest preventer

جلوگیرنده آفات

noise preventer

جلوگیرنده سر و صدا

accident preventer

جلوگیرنده تصادف

frost preventer

جلوگیرنده سرمازدگی

allergy preventer

جلوگیرنده آلرژی

injury preventer

جلوگیرنده آسیب

جملات نمونه

the new software acts as a preventer of data loss.

نرم‌افزار جدید به عنوان یک جلوگیری‌کننده از دست رفتن داده‌ها عمل می‌کند.

regular exercise is a great preventer of health issues.

ورزش منظم یک پیشگیری‌کننده عالی از مشکلات سلامتی است.

using sunscreen is a preventer of skin damage.

استفاده از ضد آفتاب یک پیشگیری‌کننده آسیب پوستی است.

vaccination serves as a preventer of infectious diseases.

واکسیناسیون به عنوان یک پیشگیری‌کننده بیماری‌های عفونی عمل می‌کند.

proper maintenance is a preventer of equipment failure.

نگهداری مناسب یک پیشگیری‌کننده خرابی تجهیزات است.

education is a preventer of social issues.

آموزش یک پیشگیری‌کننده مشکلات اجتماعی است.

good nutrition is a preventer of chronic illnesses.

تغذیه خوب یک پیشگیری‌کننده بیماری‌های مزمن است.

installing smoke detectors is a preventer of fire hazards.

نصب دتکتورهای دود یک پیشگیری‌کننده خطرات آتش‌سوزی است.

regular check-ups are a preventer of serious health problems.

معاینات منظم یک پیشگیری‌کننده مشکلات جدی سلامتی است.

conflict resolution training is a preventer of workplace disputes.

آموزش حل اختلاف یک پیشگیری‌کننده اختلافات محیط کار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید