awards

[ایالات متحده]/əˈwɔːdz/
[بریتانیا]/əˈwɔrdz/

ترجمه

n. جوایز یا افتخاراتی که به پاس دستاوردها اهدا می‌شوند
v. اهدا می‌کند یا رسماً اعطا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

awards ceremony

جشن اهدای جوایز

winning awards

برنده شدن در جوایز

annual awards

جوایز سالانه

receive awards

دریافت جوایز

nominate awards

نامزد شدن برای جوایز

awards night

شب اهدای جوایز

presented awards

اهدای جوایز

industry awards

جوایز صنعت

life awards

جوایز زندگی

best awards

بهترین جوایز

جملات نمونه

the company presented awards to its top-performing employees.

شرکت جوایزی را به بهترین کارمندان خود اهدا کرد.

she received several awards for her outstanding research.

او چندین جایزه برای تحقیقات برجست خود دریافت کرد.

the annual film awards ceremony was a glamorous event.

مراسم سالانه اهدای جوایز فیلم یک رویداد مجلل بود.

he accepted the lifetime achievement awards with grace.

او جایزه دستاورد مادام العمر را با وقار پذیرفت.

the science fair included awards for different categories.

نمایشگاه علم شامل جوایزی برای دسته های مختلف بود.

they announced the awards winners at the gala dinner.

آنها برندگان جوایز را در شام گالا اعلام کردند.

the student won awards in both writing and photography.

دانشجو در هر دو رشته نویسندگی و عکاسی جایزه برد.

the charity auction raised money to fund the awards program.

حراج خیریه برای تامین بودجه برنامه جوایز پول جمع کرد.

the team celebrated their victory and the awards they received.

تیم پیروزی و جوایزی که دریافت کردند را جشن گرفتند.

the judges carefully reviewed all the submissions for the awards.

داوران با دقت تمام آثار ارسالی برای جوایز را بررسی کردند.

the school presented awards for academic excellence and sportsmanship.

مدرسه جوایزی را برای برتری علمی و جوانمردی اهدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید