trophies

[ایالات متحده]/ˈtrəʊfiz/
[بریتانیا]/ˈtroʊfiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع تروفی) جوایزی که به برندگان مسابقات اعطا می‌شود؛ جام‌ها؛ سوغاتی‌هایی که از شکار یا جنگ به دست می‌آیند؛ جوایز در مسابقات؛ غنائم؛ تروفی‌ها
v. به اعطای تروفی‌ها؛ تزئین با تروفی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

winning trophies

برنده شدن جام‌ها

display trophies

نمایش جام‌ها

collect trophies

جمع‌آوری جام‌ها

prize trophies

جام‌های جایزه

trophy collection

گردآوری جام

trophy cabinet

کابینت جام

trophy presentation

ارائه جام

trophy winners

برندگان جام

trophy ceremony

مراسم جام

trophy case

نگهدارنده جام

جملات نمونه

the athlete proudly displayed his trophies on the shelf.

ورزشکار به افتخار خود، جام‌هایش را در قفسه به نمایش گذاشت.

winning trophies is a testament to hard work and dedication.

برنده شدن جام‌ها گوازی بر تلاش و تعهد سخت است.

she has a collection of trophies from various competitions.

او مجموعه‌ای از جام‌ها از مسابقات مختلف دارد.

the school's trophy case was filled with shining trophies.

ویترین جام مدرسه پر از جام‌های درخشان بود.

he won several trophies during his college years.

او در طول سال‌های کالج خود چندین جام برنده شد.

they celebrated their victory with trophies and medals.

آنها پیروزی خود را با جام‌ها و مدال‌ها جشن گرفتند.

trophies are often awarded at the end of tournaments.

معمولاً جام‌ها در پایان مسابقات اهدا می‌شوند.

her room was decorated with trophies from her achievements.

اتاق او با جام‌هایی از دستاوردهای او تزئین شده بود.

collecting trophies can be a rewarding hobby.

جمع‌آوری جام‌ها می‌تواند یک سرگرمی پاداش‌دهنده باشد.

he dreams of earning trophies in international competitions.

او رویای کسب جام در مسابقات بین‌المللی را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید