proficiently

[ایالات متحده]/[prəˈfɪʃəntli]/
[بریتانیا]/[prəˈfɪʃəntli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به نحو ماهرانه؛ با مهارت؛ به طور توانمند؛ مؤثرانه.

عبارات و ترکیب‌ها

proficiently speaking

به طور ماهرانه صحبت کردن

proficiently handled

به طور ماهرانه رسیدگی شد

proficiently executed

به طور ماهرانه اجرا شد

proficiently demonstrated

به طور ماهرانه نشان داده شد

proficiently managed

به طور ماهرانه مدیریت شد

proficiently written

به طور ماهرانه نوشته شد

proficiently performed

به طور ماهرانه انجام شد

proficiently designed

به طور ماهرانه طراحی شد

proficiently communicated

به طور ماهرانه ارتباط برقرار شد

proficiently resolved

به طور ماهرانه حل شد

جملات نمونه

she proficiently managed the project, delivering it ahead of schedule.

او به طور ماهرانه پروژه را مدیریت کرد و آن را زودتر از موعد تحویل داد.

he proficiently played the piano, captivating the entire audience.

او به طور ماهرانه پیانو نواخت و کل تماشاچیان را مجذوب خود کرد.

the chef proficiently prepared a five-course meal for the guests.

سرآشپز به طور ماهرانه یک وعده غذایی پنج‌گانه برای مهمانان آماده کرد.

the athlete proficiently executed the complex gymnastics routine.

ورزشکار به طور ماهرانه برنامه ورزشی ژیمناستیک پیچیده را اجرا کرد.

the software engineer proficiently debugged the code, resolving the critical error.

مهندس نرم‌افزار به طور ماهرانه کد را اشکال‌زدایی کرد و خطای بحرانی را رفع کرد.

he proficiently navigated the unfamiliar city streets, finding the destination quickly.

او به طور ماهرانه در خیابان‌های ناآشنای شهر حرکت کرد و به سرعت به مقصد رسید.

she proficiently communicated her ideas during the presentation, ensuring clarity.

او ایده‌های خود را در طول ارائه به طور ماهرانه بیان کرد و اطمینان حاصل کرد که واضح باشد.

the surgeon proficiently performed the delicate operation, saving the patient's life.

جراح به طور ماهرانه عمل جراحی ظریف را انجام داد و جان بیمار را نجات داد.

the dancer proficiently moved across the stage, showcasing her grace and skill.

رقاص به طور ماهرانه روی صحنه حرکت کرد و ظرافت و مهارت خود را به نمایش گذاشت.

the lawyer proficiently argued the case, presenting a compelling defense.

وکیل به طور ماهرانه استدلال کرد و دفاعی قانع‌کننده ارائه داد.

the translator proficiently converted the document, maintaining the original meaning.

مترجم به طور ماهرانه سند را تبدیل کرد و معنای اصلی را حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید