proficiently speaking
به طور ماهرانه صحبت کردن
proficiently handled
به طور ماهرانه رسیدگی شد
proficiently executed
به طور ماهرانه اجرا شد
proficiently demonstrated
به طور ماهرانه نشان داده شد
proficiently managed
به طور ماهرانه مدیریت شد
proficiently written
به طور ماهرانه نوشته شد
proficiently performed
به طور ماهرانه انجام شد
proficiently designed
به طور ماهرانه طراحی شد
proficiently communicated
به طور ماهرانه ارتباط برقرار شد
proficiently resolved
به طور ماهرانه حل شد
she proficiently managed the project, delivering it ahead of schedule.
او به طور ماهرانه پروژه را مدیریت کرد و آن را زودتر از موعد تحویل داد.
he proficiently played the piano, captivating the entire audience.
او به طور ماهرانه پیانو نواخت و کل تماشاچیان را مجذوب خود کرد.
the chef proficiently prepared a five-course meal for the guests.
سرآشپز به طور ماهرانه یک وعده غذایی پنجگانه برای مهمانان آماده کرد.
the athlete proficiently executed the complex gymnastics routine.
ورزشکار به طور ماهرانه برنامه ورزشی ژیمناستیک پیچیده را اجرا کرد.
the software engineer proficiently debugged the code, resolving the critical error.
مهندس نرمافزار به طور ماهرانه کد را اشکالزدایی کرد و خطای بحرانی را رفع کرد.
he proficiently navigated the unfamiliar city streets, finding the destination quickly.
او به طور ماهرانه در خیابانهای ناآشنای شهر حرکت کرد و به سرعت به مقصد رسید.
she proficiently communicated her ideas during the presentation, ensuring clarity.
او ایدههای خود را در طول ارائه به طور ماهرانه بیان کرد و اطمینان حاصل کرد که واضح باشد.
the surgeon proficiently performed the delicate operation, saving the patient's life.
جراح به طور ماهرانه عمل جراحی ظریف را انجام داد و جان بیمار را نجات داد.
the dancer proficiently moved across the stage, showcasing her grace and skill.
رقاص به طور ماهرانه روی صحنه حرکت کرد و ظرافت و مهارت خود را به نمایش گذاشت.
the lawyer proficiently argued the case, presenting a compelling defense.
وکیل به طور ماهرانه استدلال کرد و دفاعی قانعکننده ارائه داد.
the translator proficiently converted the document, maintaining the original meaning.
مترجم به طور ماهرانه سند را تبدیل کرد و معنای اصلی را حفظ کرد.
proficiently speaking
به طور ماهرانه صحبت کردن
proficiently handled
به طور ماهرانه رسیدگی شد
proficiently executed
به طور ماهرانه اجرا شد
proficiently demonstrated
به طور ماهرانه نشان داده شد
proficiently managed
به طور ماهرانه مدیریت شد
proficiently written
به طور ماهرانه نوشته شد
proficiently performed
به طور ماهرانه انجام شد
proficiently designed
به طور ماهرانه طراحی شد
proficiently communicated
به طور ماهرانه ارتباط برقرار شد
proficiently resolved
به طور ماهرانه حل شد
she proficiently managed the project, delivering it ahead of schedule.
او به طور ماهرانه پروژه را مدیریت کرد و آن را زودتر از موعد تحویل داد.
he proficiently played the piano, captivating the entire audience.
او به طور ماهرانه پیانو نواخت و کل تماشاچیان را مجذوب خود کرد.
the chef proficiently prepared a five-course meal for the guests.
سرآشپز به طور ماهرانه یک وعده غذایی پنجگانه برای مهمانان آماده کرد.
the athlete proficiently executed the complex gymnastics routine.
ورزشکار به طور ماهرانه برنامه ورزشی ژیمناستیک پیچیده را اجرا کرد.
the software engineer proficiently debugged the code, resolving the critical error.
مهندس نرمافزار به طور ماهرانه کد را اشکالزدایی کرد و خطای بحرانی را رفع کرد.
he proficiently navigated the unfamiliar city streets, finding the destination quickly.
او به طور ماهرانه در خیابانهای ناآشنای شهر حرکت کرد و به سرعت به مقصد رسید.
she proficiently communicated her ideas during the presentation, ensuring clarity.
او ایدههای خود را در طول ارائه به طور ماهرانه بیان کرد و اطمینان حاصل کرد که واضح باشد.
the surgeon proficiently performed the delicate operation, saving the patient's life.
جراح به طور ماهرانه عمل جراحی ظریف را انجام داد و جان بیمار را نجات داد.
the dancer proficiently moved across the stage, showcasing her grace and skill.
رقاص به طور ماهرانه روی صحنه حرکت کرد و ظرافت و مهارت خود را به نمایش گذاشت.
the lawyer proficiently argued the case, presenting a compelling defense.
وکیل به طور ماهرانه استدلال کرد و دفاعی قانعکننده ارائه داد.
the translator proficiently converted the document, maintaining the original meaning.
مترجم به طور ماهرانه سند را تبدیل کرد و معنای اصلی را حفظ کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید