adeptly handled
به طور ماهرانه انجام شد
adeptly executed
به طور ماهرانه اجرا شد
adeptly navigated
به طور ماهرانه هدایت شد
adeptly managed
به طور ماهرانه مدیریت شد
adeptly performed
به طور ماهرانه انجام شد
being adeptly
در حال انجام ماهرانه
adeptly responded
به طور ماهرانه پاسخ داد
adeptly addressed
به طور ماهرانه رسیدگی شد
adeptly demonstrated
به طور ماهرانه نشان داد
adeptly controlled
به طور ماهرانه کنترل شد
the pianist adeptly navigated the complex passage.
پیانیست به طور ماهرانه از پس بخش پیچیده برآمد.
she adeptly handled the difficult client situation.
او به طور ماهرانه از پس موقعیت دشوار مشتری برآمد.
he adeptly balanced his work and family life.
او به طور ماهرانه تعادل بین کار و زندگی خانوادگی خود را حفظ کرد.
the chef adeptly prepared the delicate soufflé.
سرآشپز به طور ماهرانه سووفله ظریف را آماده کرد.
the dancer adeptly executed the challenging routine.
رقاص به طور ماهرانه روتین چالش برانگیز را اجرا کرد.
the lawyer adeptly presented the case in court.
وکیل به طور ماهرانه پرونده را در دادگاه ارائه داد.
the programmer adeptly debugged the software code.
برنامهنویس به طور ماهرانه کد نرمافزار را اشکالزدایی کرد.
he adeptly dodged the falling branches during the hike.
او به طور ماهرانه از شاخههای در حال سقوط در طول پیادهروی اجتناب کرد.
the negotiator adeptly brokered a deal between the parties.
مذاکرهکننده به طور ماهرانه قراردادی را بین طرفین میانجیگری کرد.
the surgeon adeptly performed the intricate operation.
جراح به طور ماهرانه عمل پیچیده را انجام داد.
the student adeptly answered the professor's question.
دانشجو به طور ماهرانه به سؤال استاد پاسخ داد.
adeptly handled
به طور ماهرانه انجام شد
adeptly executed
به طور ماهرانه اجرا شد
adeptly navigated
به طور ماهرانه هدایت شد
adeptly managed
به طور ماهرانه مدیریت شد
adeptly performed
به طور ماهرانه انجام شد
being adeptly
در حال انجام ماهرانه
adeptly responded
به طور ماهرانه پاسخ داد
adeptly addressed
به طور ماهرانه رسیدگی شد
adeptly demonstrated
به طور ماهرانه نشان داد
adeptly controlled
به طور ماهرانه کنترل شد
the pianist adeptly navigated the complex passage.
پیانیست به طور ماهرانه از پس بخش پیچیده برآمد.
she adeptly handled the difficult client situation.
او به طور ماهرانه از پس موقعیت دشوار مشتری برآمد.
he adeptly balanced his work and family life.
او به طور ماهرانه تعادل بین کار و زندگی خانوادگی خود را حفظ کرد.
the chef adeptly prepared the delicate soufflé.
سرآشپز به طور ماهرانه سووفله ظریف را آماده کرد.
the dancer adeptly executed the challenging routine.
رقاص به طور ماهرانه روتین چالش برانگیز را اجرا کرد.
the lawyer adeptly presented the case in court.
وکیل به طور ماهرانه پرونده را در دادگاه ارائه داد.
the programmer adeptly debugged the software code.
برنامهنویس به طور ماهرانه کد نرمافزار را اشکالزدایی کرد.
he adeptly dodged the falling branches during the hike.
او به طور ماهرانه از شاخههای در حال سقوط در طول پیادهروی اجتناب کرد.
the negotiator adeptly brokered a deal between the parties.
مذاکرهکننده به طور ماهرانه قراردادی را بین طرفین میانجیگری کرد.
the surgeon adeptly performed the intricate operation.
جراح به طور ماهرانه عمل پیچیده را انجام داد.
the student adeptly answered the professor's question.
دانشجو به طور ماهرانه به سؤال استاد پاسخ داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید