adeptly

[ایالات متحده]/[ˈædptli]/
[بریتانیا]/[ˈædptli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به نحو ماهرانه یا تخصصی؛ با مهارت و تخصص

عبارات و ترکیب‌ها

adeptly handled

به طور ماهرانه انجام شد

adeptly executed

به طور ماهرانه اجرا شد

adeptly navigated

به طور ماهرانه هدایت شد

adeptly managed

به طور ماهرانه مدیریت شد

adeptly performed

به طور ماهرانه انجام شد

being adeptly

در حال انجام ماهرانه

adeptly responded

به طور ماهرانه پاسخ داد

adeptly addressed

به طور ماهرانه رسیدگی شد

adeptly demonstrated

به طور ماهرانه نشان داد

adeptly controlled

به طور ماهرانه کنترل شد

جملات نمونه

the pianist adeptly navigated the complex passage.

پیانیست به طور ماهرانه از پس بخش پیچیده برآمد.

she adeptly handled the difficult client situation.

او به طور ماهرانه از پس موقعیت دشوار مشتری برآمد.

he adeptly balanced his work and family life.

او به طور ماهرانه تعادل بین کار و زندگی خانوادگی خود را حفظ کرد.

the chef adeptly prepared the delicate soufflé.

سرآشپز به طور ماهرانه سووفله ظریف را آماده کرد.

the dancer adeptly executed the challenging routine.

رقاص به طور ماهرانه روتین چالش برانگیز را اجرا کرد.

the lawyer adeptly presented the case in court.

وکیل به طور ماهرانه پرونده را در دادگاه ارائه داد.

the programmer adeptly debugged the software code.

برنامه‌نویس به طور ماهرانه کد نرم‌افزار را اشکال‌زدایی کرد.

he adeptly dodged the falling branches during the hike.

او به طور ماهرانه از شاخه‌های در حال سقوط در طول پیاده‌روی اجتناب کرد.

the negotiator adeptly brokered a deal between the parties.

مذاکره‌کننده به طور ماهرانه قراردادی را بین طرفین میانجیگری کرد.

the surgeon adeptly performed the intricate operation.

جراح به طور ماهرانه عمل پیچیده را انجام داد.

the student adeptly answered the professor's question.

دانشجو به طور ماهرانه به سؤال استاد پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید