promisingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که نشان می‌دهد موفقیت آینده محتمل است; به طریقی که پتانسیل را نشان می‌دهد

جملات نمونه

The young entrepreneur is promisingly innovative in his business approach.

این کارآفرین جوان به طرز امیدوارکننده‌ای نوآورانه در نحوه برخورد با کسب و کار خود است.

The new employee showed promisingly quick learning abilities.

کارمند جدید توانایی‌های یادگیری به سرعت امیدوارکننده نشان داد.

The research results are promisingly positive for future developments.

نتایج تحقیقات امیدوارکننده و مثبت برای توسعه‌های آینده است.

The team is performing promisingly well in the competition.

تیم به طور امیدوارکننده در مسابقه عملکرد خوبی دارد.

The student's grades are improving promisingly this semester.

نمرات دانشجو این ترم به طور امیدوارکننده در حال بهبود است.

The weather forecast is promisingly clear for the weekend.

پیش‌بینی هواشناسی برای آخر هفته به طور امیدوارکنندههوا صاف است.

The company's financial outlook is promisingly stable.

وضعیت مالی شرکت امیدوارکننده و پایدار است.

The artist's new collection is promisingly unique and creative.

مجموعه جدید هنرمند امیدوارکننده، منحصر به فرد و خلاقانه است.

The young athlete is promisingly talented in multiple sports.

این ورزشکار جوان به طرز امیدوارکننده‌ای در چندین رشته ورزشی با استعداد است.

The startup company is growing promisingly in the competitive market.

شرکت نوپا به طور امیدوارکننده در بازار رقابتی در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید