| قسمت سوم فعل | propelled |
| صفت یا فعل حال استمراری | propelling |
| زمان گذشته | propelled |
| شکل سوم شخص مفرد | propels |
| جمع | propels |
propel forward
پیشبرد
propel a boat
به جلو راندن یک قایق
propel a rocket
به جلو راندن یک موشک
propel growth
تقویت رشد
propel innovation
تقویت نوآوری
Paddles are used especially to propel canoes and kayaks.
پاروها به طور خاص برای راندن قایق های کایاک و کایاک سواری استفاده می شوند.
a short light oar used without an oarlock to propel a canoe or small boat.
یک پاروی کوتاه و سبک که بدون استفاده از قفسه پارو برای پیشبرد یک قایق یا کشتی کوچک استفاده می شود.
The German aerialist submerges his half-naked body in a bathtub filled with water then propels himself up a rope to fly, twist and spurt water.
آکروبات آلمانی بدنش را که تا حدودی برهنه است در وان حمام پر از آب غوطهور میکند و سپس با استفاده از طناب به سمت بالا پرتاب میکند تا پرواز کند، بچرخد و آب را پاشر کند.
The engine helps propel the car forward.
موتور به رانندگی خودرو به جلو کمک میکند.
She used a paddle to propel the canoe through the water.
او از یک پارو برای راندن قایق کانو در آب استفاده کرد.
The strong wind helped to propel the sailboat across the lake.
باد شدید به راندن قایق بادبانی در سراسر دریاچه کمک کرد.
The rocket engines are designed to propel the spacecraft into orbit.
موتورهای موشکی برای پرتاب فضاپیما به مدار طراحی شده اند.
The swimmer's powerful strokes propel him through the water.
ضربات قوی شناگر او را در آب به جلو میراند.
The fans' cheers propel the team to victory.
تشویقهای هواداران تیم را به پیروزی میراند.
Innovation can propel a company to success.
نوآوری میتواند یک شرکت را به سمت موفقیت سوق دهد.
Hard work and dedication can propel you towards your goals.
کار سخت و تعهد میتواند شما را به سمت اهداف خود سوق دهد.
Positive feedback can propel someone's confidence.
بازخورد مثبت میتواند اعتماد به نفس کسی را افزایش دهد.
Education is a powerful tool to propel social change.
آموزش ابزاری قدرتمند برای ایجاد تغییرات اجتماعی است.
propel forward
پیشبرد
propel a boat
به جلو راندن یک قایق
propel a rocket
به جلو راندن یک موشک
propel growth
تقویت رشد
propel innovation
تقویت نوآوری
Paddles are used especially to propel canoes and kayaks.
پاروها به طور خاص برای راندن قایق های کایاک و کایاک سواری استفاده می شوند.
a short light oar used without an oarlock to propel a canoe or small boat.
یک پاروی کوتاه و سبک که بدون استفاده از قفسه پارو برای پیشبرد یک قایق یا کشتی کوچک استفاده می شود.
The German aerialist submerges his half-naked body in a bathtub filled with water then propels himself up a rope to fly, twist and spurt water.
آکروبات آلمانی بدنش را که تا حدودی برهنه است در وان حمام پر از آب غوطهور میکند و سپس با استفاده از طناب به سمت بالا پرتاب میکند تا پرواز کند، بچرخد و آب را پاشر کند.
The engine helps propel the car forward.
موتور به رانندگی خودرو به جلو کمک میکند.
She used a paddle to propel the canoe through the water.
او از یک پارو برای راندن قایق کانو در آب استفاده کرد.
The strong wind helped to propel the sailboat across the lake.
باد شدید به راندن قایق بادبانی در سراسر دریاچه کمک کرد.
The rocket engines are designed to propel the spacecraft into orbit.
موتورهای موشکی برای پرتاب فضاپیما به مدار طراحی شده اند.
The swimmer's powerful strokes propel him through the water.
ضربات قوی شناگر او را در آب به جلو میراند.
The fans' cheers propel the team to victory.
تشویقهای هواداران تیم را به پیروزی میراند.
Innovation can propel a company to success.
نوآوری میتواند یک شرکت را به سمت موفقیت سوق دهد.
Hard work and dedication can propel you towards your goals.
کار سخت و تعهد میتواند شما را به سمت اهداف خود سوق دهد.
Positive feedback can propel someone's confidence.
بازخورد مثبت میتواند اعتماد به نفس کسی را افزایش دهد.
Education is a powerful tool to propel social change.
آموزش ابزاری قدرتمند برای ایجاد تغییرات اجتماعی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید