pulverate

[ایالات متحده]/[ˈpʌlvrət]/
[بریتانیا]/[ˈpʌlvrət]/

ترجمه

v. به پودر یا غبار تبدیل کردن؛ به پودر ریزی نمودن. (در مورد یک قدرت یا ضربه) به قدری قوی بودن که چیزی را به پودر یا غبار تبدیل کند.
v. (مجاز) کاملاً فرو خوردن یا نابود شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

pulverate rock

پودر کردن سنگ

pulverate quickly

سریع پودر کردن

pulverated state

حالت پودر شده

pulverates finely

دقيقاً پودر می‌کند

pulverate into

پودر کردن به

pulverated form

فرم پودر شده

pulverate completely

کاملاً پودر کردن

pulverate gently

پودر کردن به آرامی

جملات نمونه

the mortar shell pulverized the abandoned building.

شلیک گرماده فروشته ساختمان ترکیده را به خاکریز کرد.

the industrial grinder pulverized the raw materials into a fine powder.

میخروب صنعتی مواد خام را به پودر ریز تبدیل کرد.

scientists pulverized the rock sample to analyze its composition.

دانشمندان نمونه سنگ را به خاکریز کردند تا ترکیب آن را تحلیل کنند.

the asteroid pulverized the moon's surface, creating a vast crater.

ذره چرخه ماه را به خاکریز کرد و یک حفره گسترده ایجاد کرد.

the machine pulverized the ice into a slushy consistency.

ماشین یخ را به حالت گلوله ای تبدیل کرد.

the company's reputation was pulverized by the scandal.

معنای شرکت توسط این اخبار بد شکل شد.

the storm pulverized the coastal vegetation.

باد شدید گیاهان ساحلی را به خاکریز کرد.

the volcano pulverized the surrounding landscape with ash and lava.

برق گرماده با خاک و لافا گردشگاه اطراف را به خاکریز کرد.

the mill pulverized the grain to make flour.

میخروب گندم را به خاکریز کرد تا آرد تولید کند.

the impact pulverized the spacecraft upon reentry.

ضربه فضاپیما را در زمان ورود به جو به خاکریز کرد.

the relentless campaign pulverized their hopes for victory.

حمله مداوم امید به پیروزی آنها را به خاکریز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید