smash

[ایالات متحده]/smæʃ/
[بریتانیا]/smæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه یا برخورد بلند، قوی و غالباً موفقی که چیزی را می‌شکند
vt. & vi. تکه تکه کردن؛ خرد کردن
vt. به شدت ضربه زدن؛ شکست دادن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsmashing
جمعsmashes
شکل سوم شخص مفردsmashes
زمان گذشتهsmashed
قسمت سوم فعلsmashed

عبارات و ترکیب‌ها

smash a window

شکستن پنجره

smash a plate

شکستن بشقاب

smash a pumpkin

شکستن کدو تنبل

smash the competition

شکست دادن رقبا

smash up

خراب کردن

smash hit

محبوب‌ترین

جملات نمونه

The play was a smash on Broadway.

نمایشنامه در برادوی بسیار موفق بود.

a smash hit on Broadway.

یک موفقیت بزرگ در برادوی.

he heard the smash of glass.

او صدای شکستن شیشه را شنید.

a smash-and-grab raid on a jeweller.

حمله سریع و سرقت از یک طلافروش.

a smashing blow to the head.

ضربه ای ویرانگر به سر.

he smashed the course record.

او رکورد مسیر را شکست.

a deliberate attempt to smash the trade union movement.

یک تلاش عمدی برای نابودی جنبش کارگری.

their plane smashed into a mountainside.

هواپیمای آنها به یک دامنه کوه برخورد کرد.

a smashed collar bone.

استخوان ترقوه شکسته.

They smashed the enemy's defences.

آنها دفاع دشمن را درهم شکستند.

The car smashed into a tree.

ماشین به یک درخت برخورد کرد.

He gave me a smash on my head.

او ضربه ای به سرم زد.

The firemen smashed in the doors.

آتشنشانان درها را شکستند.

The whole shop was smashed up.

کل مغازه ویران شد.

The thieves smashed the showcase and stole the vase.

سارقان ویترین را شکستند و گلدان را دزدیدند.

A bunch of thugs broke in and smashed the place up.

یک دسته از زورگیرها وارد شدند و همه جا را خراب کردند.

نمونه‌های واقعی

We heard a smash in the kitchen.

ما صدای شکستن را در آشپزخانه شنیدیم.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Absolutely! It'll be a smash! We could call her the battle angel.

قطعا! این یک موفقیت بزرگ خواهد بود! ما می توانیم او را فرشته جنگ بنامیم.

منبع: Alita: Battle Angel

So she smashed in my car windows.

پس او شیشه های ماشین من را شکست.

منبع: 2 Broke Girls Season 3

Oh, I have really have smashed it now.

اوه، من واقعا آن را خرد کرده ام.

منبع: BBC Authentic English

Change the channel, and I'll smash your face.

کانال را عوض کن، و صورتت را خرد می کنم.

منبع: "Leon: The Professional" Original Soundtrack

The album was a smash hit in the 1960s.

آلبوم در دهه 1960 یک موفقیت بزرگ بود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

He wished he had not smashed the bowl of Murtlap essence.

او آرزو داشت که کاسه عصاره مورتلپ را خرد نکرده بود.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

The lander has smashed into the surface.

ماژول فرود به سطح برخورد کرده است.

منبع: Searching for life on Mars

The Beatles had many smash hits in the 1960s.

بیتلز آهنگ های موفق زیادی در دهه 1960 داشتند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

It's gonna be smashed to smithereens.

قرار است به تیکه تیکه تبدیل شود.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید