punches

[ایالات متحده]/ˈpʌn.tʃɪz/
[بریتانیا]/ˈpʌn.tʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربات یا ضربه هایی که با مشت زده می شوند
v. با مشت زدن

عبارات و ترکیب‌ها

throwing punches

ضربه زدن

punches landed

ضربه ها فرود آمدند

punches thrown

ضربه ها پرتاب شدند

punches pulled

ضربه ها عقب کشیده شدند

punches exchanged

ضربه ها رد و بدل شدند

punches packed

ضربه ها محکم بودند

punches missed

ضربه ها جا افتادند

punches counted

ضربه ها شمارش شدند

punches aimed

ضربه ها نشانه رفتند

punches delivered

ضربه ها تحویل داده شدند

جملات نمونه

he throws powerful punches in the boxing ring.

او ضربات قدرتمندی را در رینگ بوکس پرتاب می‌کند.

she learned how to throw punches during her self-defense class.

او یاد گرفت که در کلاس دفاع شخصی چگونه مشت بزند.

his punches were quick and accurate.

مشت‌های او سریع و دقیق بودند.

the boxer trained hard to improve his punches.

бок்سър برای بهبود مشت‌های خود سخت تمرین کرد.

after the fight, he had bruises from the punches.

پس از مسابقه، او کبودی‌هایی از مشت‌ها داشت.

she can take a lot of punches without giving up.

او می‌تواند مشت‌های زیادی را بدون تسلیم شدن تحمل کند.

the coach taught him how to dodge punches effectively.

مربی به او یاد داد که چگونه به طور موثر از مشت‌ها جاخالی بگیرد.

his punches were a key factor in winning the match.

مشت‌های او یک عامل کلیدی در برنده شدن مسابقه بودند.

they practiced their punches in the gym every day.

آنها هر روز در باشگاه مشت‌های خود را تمرین می‌کردند.

she was impressed by the speed of his punches.

او تحت تأثیر سرعت مشت‌های او قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید