throwing punches
ضربه زدن
punches landed
ضربه ها فرود آمدند
punches thrown
ضربه ها پرتاب شدند
punches pulled
ضربه ها عقب کشیده شدند
punches exchanged
ضربه ها رد و بدل شدند
punches packed
ضربه ها محکم بودند
punches missed
ضربه ها جا افتادند
punches counted
ضربه ها شمارش شدند
punches aimed
ضربه ها نشانه رفتند
punches delivered
ضربه ها تحویل داده شدند
he throws powerful punches in the boxing ring.
او ضربات قدرتمندی را در رینگ بوکس پرتاب میکند.
she learned how to throw punches during her self-defense class.
او یاد گرفت که در کلاس دفاع شخصی چگونه مشت بزند.
his punches were quick and accurate.
مشتهای او سریع و دقیق بودند.
the boxer trained hard to improve his punches.
бок்سър برای بهبود مشتهای خود سخت تمرین کرد.
after the fight, he had bruises from the punches.
پس از مسابقه، او کبودیهایی از مشتها داشت.
she can take a lot of punches without giving up.
او میتواند مشتهای زیادی را بدون تسلیم شدن تحمل کند.
the coach taught him how to dodge punches effectively.
مربی به او یاد داد که چگونه به طور موثر از مشتها جاخالی بگیرد.
his punches were a key factor in winning the match.
مشتهای او یک عامل کلیدی در برنده شدن مسابقه بودند.
they practiced their punches in the gym every day.
آنها هر روز در باشگاه مشتهای خود را تمرین میکردند.
she was impressed by the speed of his punches.
او تحت تأثیر سرعت مشتهای او قرار گرفت.
throwing punches
ضربه زدن
punches landed
ضربه ها فرود آمدند
punches thrown
ضربه ها پرتاب شدند
punches pulled
ضربه ها عقب کشیده شدند
punches exchanged
ضربه ها رد و بدل شدند
punches packed
ضربه ها محکم بودند
punches missed
ضربه ها جا افتادند
punches counted
ضربه ها شمارش شدند
punches aimed
ضربه ها نشانه رفتند
punches delivered
ضربه ها تحویل داده شدند
he throws powerful punches in the boxing ring.
او ضربات قدرتمندی را در رینگ بوکس پرتاب میکند.
she learned how to throw punches during her self-defense class.
او یاد گرفت که در کلاس دفاع شخصی چگونه مشت بزند.
his punches were quick and accurate.
مشتهای او سریع و دقیق بودند.
the boxer trained hard to improve his punches.
бок்سър برای بهبود مشتهای خود سخت تمرین کرد.
after the fight, he had bruises from the punches.
پس از مسابقه، او کبودیهایی از مشتها داشت.
she can take a lot of punches without giving up.
او میتواند مشتهای زیادی را بدون تسلیم شدن تحمل کند.
the coach taught him how to dodge punches effectively.
مربی به او یاد داد که چگونه به طور موثر از مشتها جاخالی بگیرد.
his punches were a key factor in winning the match.
مشتهای او یک عامل کلیدی در برنده شدن مسابقه بودند.
they practiced their punches in the gym every day.
آنها هر روز در باشگاه مشتهای خود را تمرین میکردند.
she was impressed by the speed of his punches.
او تحت تأثیر سرعت مشتهای او قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید