pungently

[ایالات متحده]/ˈpʌn.dʒənt.li/
[بریتانیا]/ˈpʌn.dʒənt.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طوری که بوی تند یا طعم قوی دارد

عبارات و ترکیب‌ها

smell pungently

بوی تند

taste pungently

طعم تند

pungently flavored

با طعم تند

pungently aromatic

با عطر تند

pungently spicy

تند و خوشمزه

pungently sweet

به طرز تندی شیرین

pungently rich

به طرز تندی غنی

pungently offensive

به طرز تندی زننده

pungently fresh

به طرز تندی تازه

pungently intense

به طرز تندی شدید

جملات نمونه

the cheese was pungently aromatic, filling the room with its strong scent.

پنیر به شدت معطر بود و اتاق را با بوی قوی خود پر می‌کرد.

she spoke pungently about the issues affecting their community.

او به شدت در مورد مسائلی که بر جامعه آنها تأثیر می‌گذاشت صحبت کرد.

the flowers in the garden smelled pungently sweet.

گل‌های باغ بوی بسیار شیرین و تند می‌دادند.

he described the dish as pungently flavorful, with spices dominating the taste.

او این غذا را به شدت خوشمزه توصیف کرد، با طعمی که ادویه‌ها بر آن غلبه داشتند.

the pungently spicy sauce made the meal unforgettable.

سس تند و آتشین، وعده غذایی را فراموش‌نشدنی کرد.

her pungently sarcastic remarks left everyone in the room silent.

اظهارات طعنه‌آمیز و گزنده او باعث شد همه در اتاق ساکت شوند.

the pungently bitter taste of the coffee was not to his liking.

طعم تلخ و شدید قهوه مورد پسند او نبود.

he criticized the policy in a pungently direct manner.

او به روشی بسیار مستقیم و گزنده از سیاست انتقاد کرد.

the pungently fresh scent of the ocean air invigorated her.

بوی تازه و شدید هوای دریا او را پرانرژی کرد.

the pungently rich aroma of the spices filled the kitchen.

بوی غنی و شدید ادویه‌ها آشپزخانه را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید