puppies

[ایالات متحده]/[ˈpʌpiːz]/
[بریتانیا]/[ˈpʌpiːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرزند جوان یک سگ؛ جمع puppies

عبارات و ترکیب‌ها

cute puppies

سگچه‌های گوشه‌دار

raising puppies

پرورش سگچه‌ها

lost puppies

سگچه‌های گم شده

playing with puppies

بازی با سگچه‌ها

tiny puppies

سگچه‌های کوچک

puppies running

سگچه‌های دویدن

new puppies

سگچه‌های جدید

puppies sleeping

سگچه‌های خوابیده

adopting puppies

پذیرش سگچه‌ها

golden puppies

سگچه‌های طلایی

جملات نمونه

the children loved playing with the adorable puppies.

کودکان با گوساله‌های عزیب دوست داشتند بازی کنند.

we adopted three playful puppies from the animal shelter.

ما سه گوساله باحال را از مراکز امداد حیوانات به عنوان خانواده گرفتیم.

the fluffy puppies tumbled over each other in a heap.

گوساله‌های نرم بر هم افتادند.

the puppies chewed on their favorite squeaky toys.

گوساله‌ها روی بازیگرهای علاقه‌مندشان چیستند.

a litter of golden retriever puppies was born last week.

یک گروه گوساله‌های گولدن ریتریور در هفته گذشته به دنیا آمدند.

the farmer's puppies were running around the barnyard.

گوساله‌های کشاورز در فروشگاه دامداری دویدند.

we spent the afternoon cuddling the tiny puppies.

ما بعدازظهر را با گوساله‌های کوچک بستنی می‌کردیم.

the puppies eagerly lapped up their milk from a bowl.

گوساله‌ها با شوق شیر خود را از یک ظرف جمع می‌کردند.

the puppies wrestled playfully with each other.

گوساله‌ها با هم بازی می‌کردند.

we watched the puppies sleeping soundly in a basket.

ما گوساله‌ها را در یک سبد خوابیدن را مشاهده می‌کردیم.

the puppies' mother kept a watchful eye on them.

مادر گوساله‌ها به آنها نظارت می‌کرد.

the energetic puppies explored the new backyard.

گوساله‌های انرژی‌زدای بازدید از فضای باز جدید را انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید