quarreler

[ایالات متحده]/[ˈkwɒrələr]/
[بریتانیا]/[ˈkwɑːrələr]/

ترجمه

n. کسی که عادت دارد بحث کند؛ یک نبردگو.؛ کسی که به طور معمول در اختلاف یا مخالفت دخول می‌کند.
v. به مانند یک نبردگو رفتار کردن؛ به طور مداوم بحث یا اختلاف دادن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a notorious quarreler

یک میانه‌گر جنایتکار

avoid a quarreler

از یک میانه‌گر بگریزید

quarreler's temper

temperament میانه‌گر

being a quarreler

بودن یک میانه‌گر

the quarreler shouted

میانه‌گر سرکشید

quarreler at work

میانه‌گر در کار

quarreler's argument

تکرار میانه‌گر

quarreler always complains

میانه‌گر همیشه شکایت می‌کند

quarreler's loud voice

صوت بلند میانه‌گر

quarreler left quickly

میانه‌گر به سرعت رفت

جملات نمونه

he's a notorious quarreler, always starting arguments with everyone.

او یک مبارزه‌گر مشهور است و همیشه با همه کس جنگ می‌کند.

the office environment suffered due to the constant quarreler's behavior.

محیط دفتر به دلیل رفتار مداوم مبارزه‌گر آسیب دید.

avoid getting into a debate with a quarreler; it's a waste of time.

از ورود به یک بحث با یک مبارزه‌گر خودداری کنید؛ زیاد وقت‌سر費 است.

her reputation as a quarreler preceded her, so people were wary.

معروفیت او به عنوان یک مبارزه‌گر قبل از آمدن او بود، بنابراین مردم با احتیاط رفتار می‌کردند.

despite warnings, he continued to act like a stubborn quarreler.

حتی با وجود هشدارها، او ادامه داد به گونه‌ای رفتار کند که مانند یک مبارزه‌گر سخت‌گیر است.

the quarreler’s loud voice and aggressive tone irritated everyone.

صوت بلند و تón سخت مبارزه‌گر همه را ناراحت کرد.

we tried to ignore the quarreler and avoid any confrontation.

ما سعی کردیم مبارزه‌گر را نادیده گیریم و هرگونه تقابلی را جلوگیری کنیم.

being a quarreler doesn't solve problems; it only creates more.

بودن یک مبارزه‌گر مشکلات را حل نمی‌کند، فقط بیشتر مشکلات ایجاد می‌کند.

the family gathering was ruined by the quarreler’s constant bickering.

جمع‌آوری خانواده به دلیل جدال‌های مداوم مبارزه‌گر خراب شد.

he’s a chronic quarreler, always looking for a fight.

او یک مبارزه‌گر مزمن است و همیشه در پی یک جنگ است.

the mediator attempted to calm the quarreler and de-escalate the situation.

میانجی‌گر سعی کرد مبارزه‌گر را آرام کند و وضعیت را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید