worn-out shoes
کفشهای کهنه و فرسوده
worn-out clothes
لباسهای کهنه و فرسوده
feeling worn-out
احساس خستگی و فرسودگی
worn-out story
داستان کهنه و تکراری
worn-out equipment
تجهیزات فرسوده
worn-out look
ظاهر خسته کننده
worn-out condition
وضعیت فرسوده
my worn-out shoes need to be replaced.
کفشهای کهنه و فرسودهام نیاز به تعویض دارند.
he felt worn-out after the long hike.
او بعد از پیادهروی طولانی احساس خستگی کرد.
the worn-out furniture was donated to charity.
وسایل فرسوده به خیریه اهدا شد.
she had a worn-out look on her face.
او چهرهای خسته و فرسوده داشت.
the worn-out engine finally gave out.
موتور فرسوده بالاخره از کار افتاد.
he's a worn-out performer, relying on old jokes.
او یک بازیگر خسته است که به شوخیهای قدیمی تکیه میکند.
the worn-out path led to the river.
مسیر فرسوده به رودخانه منتهی میشد.
they found a worn-out teddy bear in the attic.
آنها یک خرس عروسکی فرسوده را در زیرزمین پیدا کردند.
the worn-out carpet was covered in stains.
فرش فرسوده پر از لکه بود.
after years of use, the worn-out tools were discarded.
پس از سالها استفاده، ابزارهای فرسوده دور ریخته شدند.
the worn-out raincoat kept him dry during the storm.
بارانی کهنه و فرسوده او را در طول طوفان خشک نگه داشت.
worn-out shoes
کفشهای کهنه و فرسوده
worn-out clothes
لباسهای کهنه و فرسوده
feeling worn-out
احساس خستگی و فرسودگی
worn-out story
داستان کهنه و تکراری
worn-out equipment
تجهیزات فرسوده
worn-out look
ظاهر خسته کننده
worn-out condition
وضعیت فرسوده
my worn-out shoes need to be replaced.
کفشهای کهنه و فرسودهام نیاز به تعویض دارند.
he felt worn-out after the long hike.
او بعد از پیادهروی طولانی احساس خستگی کرد.
the worn-out furniture was donated to charity.
وسایل فرسوده به خیریه اهدا شد.
she had a worn-out look on her face.
او چهرهای خسته و فرسوده داشت.
the worn-out engine finally gave out.
موتور فرسوده بالاخره از کار افتاد.
he's a worn-out performer, relying on old jokes.
او یک بازیگر خسته است که به شوخیهای قدیمی تکیه میکند.
the worn-out path led to the river.
مسیر فرسوده به رودخانه منتهی میشد.
they found a worn-out teddy bear in the attic.
آنها یک خرس عروسکی فرسوده را در زیرزمین پیدا کردند.
the worn-out carpet was covered in stains.
فرش فرسوده پر از لکه بود.
after years of use, the worn-out tools were discarded.
پس از سالها استفاده، ابزارهای فرسوده دور ریخته شدند.
the worn-out raincoat kept him dry during the storm.
بارانی کهنه و فرسوده او را در طول طوفان خشک نگه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید