ravage and plunder
غارت و چپاول
ravage the land
غارت کردن سرزمین
ravage the village
غارت کردن روستا
the ravages of disease.
ویرانگری بیماریها
The forest was ravaged by fire.
جنگل در اثر آتشسوزی ویران شد.
The invaders ravaged the countryside.
غارتگران حومه را ویران کردند.
fears that a war could ravage their country.
ترسی که جنگ میتواند کشور آنها را ویران کند.
A tornado ravaged the countryside.
یک گردباد باعث ویرانی مناطق روستایی شد.
The countryside has been ravaged by pollution.
منطقه روستایی در اثر آلودگی ویران شده است.
The whole area was ravaged by forest fires.
کل منطقه در اثر آتشسوزی جنگل ویران شد.
the ravages committed by man.
ویرانیهایی که توسط انسان انجام شده است.
Enemy soldiers ravaged the village.
سربازان دشمن روستا را ویران کردند.
places untouched by the ravages of man.
مناطقی که از ویرانیهای انسان در امان هستند.
his face had withstood the ravages of time .
چهرهاش در برابر اثرات زمان مقاومت کرده بود.
The forest fire ravaged many miles of country.
آتشسوزی جنگل باعث ویرانی مناطق وسیعی از کشور شد.
The two biggest in area, Sudan and Congo, are ravaged by strife and misgovernment.
سودان و کنگو، دو کشور بزرگترین از نظر مساحت، در اثر نزاع و سوء حکومت ویران شدهاند.
ravage and plunder
غارت و چپاول
ravage the land
غارت کردن سرزمین
ravage the village
غارت کردن روستا
the ravages of disease.
ویرانگری بیماریها
The forest was ravaged by fire.
جنگل در اثر آتشسوزی ویران شد.
The invaders ravaged the countryside.
غارتگران حومه را ویران کردند.
fears that a war could ravage their country.
ترسی که جنگ میتواند کشور آنها را ویران کند.
A tornado ravaged the countryside.
یک گردباد باعث ویرانی مناطق روستایی شد.
The countryside has been ravaged by pollution.
منطقه روستایی در اثر آلودگی ویران شده است.
The whole area was ravaged by forest fires.
کل منطقه در اثر آتشسوزی جنگل ویران شد.
the ravages committed by man.
ویرانیهایی که توسط انسان انجام شده است.
Enemy soldiers ravaged the village.
سربازان دشمن روستا را ویران کردند.
places untouched by the ravages of man.
مناطقی که از ویرانیهای انسان در امان هستند.
his face had withstood the ravages of time .
چهرهاش در برابر اثرات زمان مقاومت کرده بود.
The forest fire ravaged many miles of country.
آتشسوزی جنگل باعث ویرانی مناطق وسیعی از کشور شد.
The two biggest in area, Sudan and Congo, are ravaged by strife and misgovernment.
سودان و کنگو، دو کشور بزرگترین از نظر مساحت، در اثر نزاع و سوء حکومت ویران شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید