ravish

[ایالات متحده]/ˈrævɪʃ/
[بریتانیا]/ˈrævɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شگفت‌زده کردن؛ جادو کردن؛ مجذوب کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلravished
صفت یا فعل حال استمراریravishing
زمان گذشتهravished
شکل سوم شخص مفردravishes

عبارات و ترکیب‌ها

ravish with beauty

به شگفت درآوردن با زیبایی

ravish the senses

حواس را به شگفت درآوردن

ravish the heart

دل را به شگفت درآوردن

ravish the mind

ذهن را به شگفت درآوردن

جملات نمونه

jewels of ravishing beauty

جواهرات با زیبایی خیره کننده

The prince was ravished by Cinderella's beauty.

شاهزاده از زیبایی سیندرلا مسحور شد.

ravished by her beauty

به خاطر زیبایی‌اش مجذوب او شده بودم

I was utterly ravished by the way she smiled.

من کاملاً با نحوه لبخند زدن او مجذوب شده بودم.

be ravished from the world by death

با مرگ از جهان جدا شوید

The ravisher of the bank was executed yesterday.

دزدی بانک دیروز اعدام شد.

With close-tongued treason and the ravisher!

با خیانت پنهان و اغواگر!

a painting that ravished the eye;

تابلویی که چشم را مجذوب خود کرد؛

She has no make-up on but she is ravishing.

او هیچ آرایشی ندارد اما بسیار جذاب است.

ravished by a sunny afternoon, she had agreed without even thinking.

با یک بعد از ظهر آفتابی مجذوب شده بود، بدون اینکه حتی فکر کند موافقت کرد.

نمونه‌های واقعی

Cox wrapped herself in a black Christian Siriano dress decorated in ravishing ruffles.

کاکس خود را در یک لباس مشکی کریستین سِریانوی پیچید که با چین‌دان‌های خیره‌کننده تزئین شده بود.

منبع: Beauty and Fashion English

Yes, yes, a friend you sat by for six months, hoping he'd wake up and ravish you again.

بله، بله، دوستی که شش ماه کنارش نشستید و امیدوار بودید که از خواب بیدار شود و دوباره شما را اغوا کند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I was ravished with the beauty of the world.

من با زیبایی جهان مسحور شده بودم.

منبع: Blade (Part Two)

To ravish me in the alleyway while I eat cheesecake.

من را در کوچه اغوا کن در حالی که کیک پنیر می‌خورم.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 3

You ravished him against his will.

شما او را علی رغم اراده‌اش اغوا کردید.

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 3

They ravished raw materials and rayon.

آنها مواد خام و ریون را غارت کردند.

منبع: Pan Pan

You are the only one allowed to ravish me these days.

شما تنها کسی هستید که این روزها اجازه دارید مرا اغوا کنید.

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 3

It's getting late, and I'm losing heat. well, you look ravishing.

وقت داره می‌شه و من دارم گرما از دست می‌دم. خب، شما خیلی جذاب به نظر می‌رسید.

منبع: Gossip Girl Season 1

If she was abducted by force, ravished, and raped, then this also obviously was not her fault.

اگر او به زور ربوده، اغوا و تجاوز شده باشد، این موضوع هم به وضوح تقصیم نبوده است.

منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Us

You ravished him against his will. He's bound to be touchy in the short run. I'll handle Orson, you just worry about the baby.

شما او را علی رغم اراده‌اش اغوا کردید. او احتمالاً در کوتاه مدت حساس خواهد بود. من با اورسون کنار می‌آیم، شما فقط نگران بچه باشید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید