razzed him
مسخرهاش کرد
razzed her
مسخرهاش کرد
razzed about
در موردش مسخره کرد
razzed me
مسخرهام کرد
razzed the team
تیم را مسخره کرد
razzed the player
بازیکن را مسخره کرد
razzed constantly
به طور مداوم مسخره کرد
razzed for fun
برای تفریح مسخره کرد
razzed in jest
به شوخی مسخره کرد
razzed during practice
در طول تمرین مسخره کرد
he got razzed by his friends for wearing that silly hat.
او به خاطر پوشیدن کلاه احمقانه اش توسط دوستانش مسخره شد.
they razzed him about his dance moves at the party.
آنها او را به خاطر حرکات رقصش در مهمانی مسخره کردند.
she was razzed for her choice of movie.
او به خاطر انتخاب فیلمش مورد تمسخر قرار گرفت.
during the game, the players razzed each other to lighten the mood.
در طول بازی، بازیکنان برای تلطیف فضا یکدیگر را مسخره کردند.
he always gets razzed for being the last one to finish.
او همیشه به خاطر اینکه آخرین کسی است که تمام می کند، مورد تمسخر قرار می گیرد.
his teammates razzed him about his new haircut.
هم تیمی هایش او را به خاطر مدل موی جدیدش مسخره کردند.
they razzed her for her obsession with that band.
آنها او را به خاطر وسواسش نسبت به آن گروه مسخره کردند.
she was razzed mercilessly for her cooking skills.
او به طرز وحشیانه ای به خاطر مهارت های آشپزی اش مورد تمسخر قرار گرفت.
he doesn't mind getting razzed as long as it's all in good fun.
او مهم نیست که مورد تمسخر قرار بگیرد، تا زمانی که همه چیز سرگرم کننده باشد.
at the reunion, they razzed each other about their old crushes.
در دیدار مجدد، آنها یکدیگر را به خاطر عشق های قدیمی خود مسخره کردند.
razzed him
مسخرهاش کرد
razzed her
مسخرهاش کرد
razzed about
در موردش مسخره کرد
razzed me
مسخرهام کرد
razzed the team
تیم را مسخره کرد
razzed the player
بازیکن را مسخره کرد
razzed constantly
به طور مداوم مسخره کرد
razzed for fun
برای تفریح مسخره کرد
razzed in jest
به شوخی مسخره کرد
razzed during practice
در طول تمرین مسخره کرد
he got razzed by his friends for wearing that silly hat.
او به خاطر پوشیدن کلاه احمقانه اش توسط دوستانش مسخره شد.
they razzed him about his dance moves at the party.
آنها او را به خاطر حرکات رقصش در مهمانی مسخره کردند.
she was razzed for her choice of movie.
او به خاطر انتخاب فیلمش مورد تمسخر قرار گرفت.
during the game, the players razzed each other to lighten the mood.
در طول بازی، بازیکنان برای تلطیف فضا یکدیگر را مسخره کردند.
he always gets razzed for being the last one to finish.
او همیشه به خاطر اینکه آخرین کسی است که تمام می کند، مورد تمسخر قرار می گیرد.
his teammates razzed him about his new haircut.
هم تیمی هایش او را به خاطر مدل موی جدیدش مسخره کردند.
they razzed her for her obsession with that band.
آنها او را به خاطر وسواسش نسبت به آن گروه مسخره کردند.
she was razzed mercilessly for her cooking skills.
او به طرز وحشیانه ای به خاطر مهارت های آشپزی اش مورد تمسخر قرار گرفت.
he doesn't mind getting razzed as long as it's all in good fun.
او مهم نیست که مورد تمسخر قرار بگیرد، تا زمانی که همه چیز سرگرم کننده باشد.
at the reunion, they razzed each other about their old crushes.
در دیدار مجدد، آنها یکدیگر را به خاطر عشق های قدیمی خود مسخره کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید