razzed

[ایالات متحده]/ræzd/
[بریتانیا]/ræzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تمسخر یا سرزنش کسی پرداختن

عبارات و ترکیب‌ها

razzed him

مسخره‌اش کرد

razzed her

مسخره‌اش کرد

razzed about

در موردش مسخره کرد

razzed me

مسخره‌ام کرد

razzed the team

تیم را مسخره کرد

razzed the player

بازیکن را مسخره کرد

razzed constantly

به طور مداوم مسخره کرد

razzed for fun

برای تفریح مسخره کرد

razzed in jest

به شوخی مسخره کرد

razzed during practice

در طول تمرین مسخره کرد

جملات نمونه

he got razzed by his friends for wearing that silly hat.

او به خاطر پوشیدن کلاه احمقانه اش توسط دوستانش مسخره شد.

they razzed him about his dance moves at the party.

آنها او را به خاطر حرکات رقصش در مهمانی مسخره کردند.

she was razzed for her choice of movie.

او به خاطر انتخاب فیلمش مورد تمسخر قرار گرفت.

during the game, the players razzed each other to lighten the mood.

در طول بازی، بازیکنان برای تلطیف فضا یکدیگر را مسخره کردند.

he always gets razzed for being the last one to finish.

او همیشه به خاطر اینکه آخرین کسی است که تمام می کند، مورد تمسخر قرار می گیرد.

his teammates razzed him about his new haircut.

هم تیمی هایش او را به خاطر مدل موی جدیدش مسخره کردند.

they razzed her for her obsession with that band.

آنها او را به خاطر وسواسش نسبت به آن گروه مسخره کردند.

she was razzed mercilessly for her cooking skills.

او به طرز وحشیانه ای به خاطر مهارت های آشپزی اش مورد تمسخر قرار گرفت.

he doesn't mind getting razzed as long as it's all in good fun.

او مهم نیست که مورد تمسخر قرار بگیرد، تا زمانی که همه چیز سرگرم کننده باشد.

at the reunion, they razzed each other about their old crushes.

در دیدار مجدد، آنها یکدیگر را به خاطر عشق های قدیمی خود مسخره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید