reacquiring

[ایالات متحده]/[riːˈaː.kwɪər.ɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈaː.kwɪər.ɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. 再次获得某物;找回;重新占有;再次熟悉某事。

عبارات و ترکیب‌ها

reacquiring skills

بازآموزی مهارت‌ها

reacquiring confidence

بازآموزی اعتماد به نفس

reacquiring knowledge

بازآموزی دانش

reacquiring fluency

بازآموزی روانی

reacquiring taste

بازآموزی ذوق

reacquiring access

بازآموزی دسترسی

reacquiring interest

بازآموزی علاقه

reacquiring customers

بازآموزی مشتریان

reacquiring market

بازآموزی بازار

reacquiring momentum

بازآموزی شتاب

جملات نمونه

the company is focused on reacquiring market share after a period of decline.

شرکت بر بازپس‌گیری سهم بازار پس از دوره‌ای از کاهش تمرکز دارد.

she's diligently reacquiring her fluency in spanish before the trip to mexico.

او با تلاش فراوان پیش از سفر به مکزیک، تسلط خود بر زبان اسپانیایی را بازپس می‌گیرد.

the team is working on reacquiring customer trust following the data breach.

تیم در حال تلاش برای بازپس‌گیری اعتماد مشتریان پس از نشت داده‌ها است.

he spent months reacquiring the skills necessary for his previous role.

او ماه‌ها را صرف بازپس‌گیری مهارت‌های لازم برای نقش قبلی خود کرد.

the government is investing in infrastructure to reacquire economic competitiveness.

دولت در زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند تا رقابت‌پذیری اقتصادی خود را بازپس گیرد.

after years away, they are reacquiring a taste for their hometown cuisine.

پس از سال‌ها دوری، آن‌ها دوباره به طعم غذاهای زادگاه خود علاقه‌مند شده‌اند.

the project aims to reacquire valuable land for the new park expansion.

هدف این پروژه بازپس‌گیری زمین‌های ارزشمند برای گسترش پارک جدید است.

the museum is attempting to reacquire a historically significant artifact.

موزه در تلاش است تا یک اثر تاریخی مهم را بازپس گیرد.

the software company is reacquiring its position as an industry leader.

شرکت نرم‌افزاری در حال بازپس‌گیری جایگاه خود به عنوان رهبر صنعت است.

they are reacquiring a sense of community after moving to a new city.

آن‌ها پس از نقل مکان به شهری جدید، در حال بازپس‌گیری حس جامعه‌گرایی هستند.

the athlete is diligently reacquiring his speed after the injury.

ورزشکار با تلاش فراوان پس از آسیب‌دیدگی، سرعت خود را بازپس می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید