reacquiring skills
بازآموزی مهارتها
reacquiring confidence
بازآموزی اعتماد به نفس
reacquiring knowledge
بازآموزی دانش
reacquiring fluency
بازآموزی روانی
reacquiring taste
بازآموزی ذوق
reacquiring access
بازآموزی دسترسی
reacquiring interest
بازآموزی علاقه
reacquiring customers
بازآموزی مشتریان
reacquiring market
بازآموزی بازار
reacquiring momentum
بازآموزی شتاب
the company is focused on reacquiring market share after a period of decline.
شرکت بر بازپسگیری سهم بازار پس از دورهای از کاهش تمرکز دارد.
she's diligently reacquiring her fluency in spanish before the trip to mexico.
او با تلاش فراوان پیش از سفر به مکزیک، تسلط خود بر زبان اسپانیایی را بازپس میگیرد.
the team is working on reacquiring customer trust following the data breach.
تیم در حال تلاش برای بازپسگیری اعتماد مشتریان پس از نشت دادهها است.
he spent months reacquiring the skills necessary for his previous role.
او ماهها را صرف بازپسگیری مهارتهای لازم برای نقش قبلی خود کرد.
the government is investing in infrastructure to reacquire economic competitiveness.
دولت در زیرساختها سرمایهگذاری میکند تا رقابتپذیری اقتصادی خود را بازپس گیرد.
after years away, they are reacquiring a taste for their hometown cuisine.
پس از سالها دوری، آنها دوباره به طعم غذاهای زادگاه خود علاقهمند شدهاند.
the project aims to reacquire valuable land for the new park expansion.
هدف این پروژه بازپسگیری زمینهای ارزشمند برای گسترش پارک جدید است.
the museum is attempting to reacquire a historically significant artifact.
موزه در تلاش است تا یک اثر تاریخی مهم را بازپس گیرد.
the software company is reacquiring its position as an industry leader.
شرکت نرمافزاری در حال بازپسگیری جایگاه خود به عنوان رهبر صنعت است.
they are reacquiring a sense of community after moving to a new city.
آنها پس از نقل مکان به شهری جدید، در حال بازپسگیری حس جامعهگرایی هستند.
the athlete is diligently reacquiring his speed after the injury.
ورزشکار با تلاش فراوان پس از آسیبدیدگی، سرعت خود را بازپس میگیرد.
reacquiring skills
بازآموزی مهارتها
reacquiring confidence
بازآموزی اعتماد به نفس
reacquiring knowledge
بازآموزی دانش
reacquiring fluency
بازآموزی روانی
reacquiring taste
بازآموزی ذوق
reacquiring access
بازآموزی دسترسی
reacquiring interest
بازآموزی علاقه
reacquiring customers
بازآموزی مشتریان
reacquiring market
بازآموزی بازار
reacquiring momentum
بازآموزی شتاب
the company is focused on reacquiring market share after a period of decline.
شرکت بر بازپسگیری سهم بازار پس از دورهای از کاهش تمرکز دارد.
she's diligently reacquiring her fluency in spanish before the trip to mexico.
او با تلاش فراوان پیش از سفر به مکزیک، تسلط خود بر زبان اسپانیایی را بازپس میگیرد.
the team is working on reacquiring customer trust following the data breach.
تیم در حال تلاش برای بازپسگیری اعتماد مشتریان پس از نشت دادهها است.
he spent months reacquiring the skills necessary for his previous role.
او ماهها را صرف بازپسگیری مهارتهای لازم برای نقش قبلی خود کرد.
the government is investing in infrastructure to reacquire economic competitiveness.
دولت در زیرساختها سرمایهگذاری میکند تا رقابتپذیری اقتصادی خود را بازپس گیرد.
after years away, they are reacquiring a taste for their hometown cuisine.
پس از سالها دوری، آنها دوباره به طعم غذاهای زادگاه خود علاقهمند شدهاند.
the project aims to reacquire valuable land for the new park expansion.
هدف این پروژه بازپسگیری زمینهای ارزشمند برای گسترش پارک جدید است.
the museum is attempting to reacquire a historically significant artifact.
موزه در تلاش است تا یک اثر تاریخی مهم را بازپس گیرد.
the software company is reacquiring its position as an industry leader.
شرکت نرمافزاری در حال بازپسگیری جایگاه خود به عنوان رهبر صنعت است.
they are reacquiring a sense of community after moving to a new city.
آنها پس از نقل مکان به شهری جدید، در حال بازپسگیری حس جامعهگرایی هستند.
the athlete is diligently reacquiring his speed after the injury.
ورزشکار با تلاش فراوان پس از آسیبدیدگی، سرعت خود را بازپس میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید