rediscovering

[ایالات متحده]/[ˈriːdɪskʌvərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌriːdɪˈskʌvərɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره کشف کردن؛ دوباره پیدا کردن چیزی که گم یا فراموش شده بود؛ دوباره تجربه کردن چیزی، اغلب با قدردانی بیشتر؛ متوجه شدن یا به یاد آوردن چیزی که قبلاً می‌دانستید؛

عبارات و ترکیب‌ها

rediscovering joy

کشف دوباره شادی

rediscovering the past

کشف دوباره گذشته

rediscovering oneself

کشف دوباره خود

rediscovering beauty

کشف دوباره زیبایی

rediscovering passion

کشف دوباره اشتیاق

rediscovering roots

کشف دوباره ریشه‌ها

rediscovering potential

کشف دوباره پتانسیل

rediscovering flavors

کشف دوباره طعم‌ها

rediscovering purpose

کشف دوباره هدف

rediscovering connections

کشف دوباره ارتباطات

جملات نمونه

we are rediscovering the joy of simple pleasures after a hectic year.

ما در حال کشف دوباره لذت‌های ساده پس از یک سال پرهیاهو هستیم.

the city is rediscovering its historical roots through urban renewal projects.

شهر در حال کشف دوباره ریشه‌های تاریخی خود از طریق پروژه‌های نوسازی شهری است.

she is rediscovering her passion for painting after many years away.

او پس از سال‌ها دوری، اشتیاق خود را به نقاشی دوباره کشف می‌کند.

the company is rediscovering the importance of customer service.

شرکت در حال کشف دوباره اهمیت خدمات مشتری است.

he is rediscovering the beauty of nature while hiking in the mountains.

او در حال کشف دوباره زیبایی طبیعت در حالی که در کوه‌ها پیاده‌روی می‌کند است.

the team is rediscovering innovative strategies for marketing their product.

تیم در حال کشف دوباره استراتژی‌های نوآورانه برای بازاریابی محصول خود است.

they are rediscovering the value of face-to-face communication in a digital age.

آنها در حال کشف دوباره ارزش ارتباطات چهره به چهره در عصر دیجیتال هستند.

the chef is rediscovering traditional recipes from his grandmother's kitchen.

سرآشپز در حال کشف دوباره دستورالعمل‌های سنتی از آشپزخانه مادربزرگش است.

the researchers are rediscovering potential benefits of ancient herbal remedies.

محققان در حال کشف دوباره فواید احتمالی درمان‌های گیاهی باستانی هستند.

the community is rediscovering a sense of belonging through local events.

جامعه در حال کشف دوباره حس تعلق خاطر از طریق رویدادهای محلی است.

i am rediscovering my love for reading after a long break.

من پس از یک وقفه طولانی، دوباره عشق خود را به خواندن کشف می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید