reactionaryism

[ایالات متحده]/[ˈriː.kʃə.nˌɪ.ri.ɪ.zəm]/
[بریتانیا]/[ˈriː.æk.ʃənˌɪ.ər.ɪ.zəm]/

ترجمه

n. مخالفت سیاسی یا اجتماعی با تغییر، معمولاً به دفاع از ارزش‌های سنتی یا وضعیت گذشته اشاره دارد؛ تمایل به مخالفت با ایده‌های پیشرو یا گسترده؛ شخصی که بازگشت‌طلب است.

عبارات و ترکیب‌ها

reactionaryism critique

انتقاد جانبداری

avoid reactionaryism

جلوگیری از جانبداری

reactionaryism surge

افزایش جانبداری

reject reactionaryism

رد جانبداری

reactionaryism tactics

راهکارهای جانبداری

combating reactionaryism

مقابله با جانبداری

reactionaryism influence

تأثیر جانبداری

exposing reactionaryism

آشکار کردن جانبداری

reactionaryism rise

ایستادگی جانبداری

opposing reactionaryism

مخالفت با جانبداری

جملات نمونه

the government accused the group of reactionaryism and attempting to destabilize the nation.

دولت گروه را به دلیل موضع گیری رجعت‌گرایانه و تلاش برای ناپایدار کردن کشور مورد انتقاد قرار داد.

his reactionary policies alienated many moderate voters and damaged his approval rating.

سیاست‌های رجعت‌گرای او باعث دوری رای‌دهندگان معتدل شد و رایت‌هایش را آسیب دید.

critics argued that the proposed legislation was a clear example of reactionaryism in action.

انتقادات می‌گوید که قانون مطرح شده مثال واضحی از رجعت‌گرایی در عمل است.

the historian analyzed the rise of reactionary movements in 19th-century europe.

تاریخ‌گر افزایش حرکت‌های رجعت‌گرای در اروپا قرن نوزدهم را تحلیل کرد.

she condemned the reactionary backlash against the progressive reforms implemented by the previous administration.

او بازخورد رجعت‌گرایانه علیه اصلاحات پیشروی که توسط دولت قبلی اعمال شده بود را محکوم کرد.

the professor warned students about the dangers of ideological rigidity and reactionary thinking.

پروفسور به دانشجویان در مورد خطرات سخت‌گیری ایدئولوژیک و فکر رجعت‌گرایی هشدار داد.

the party's platform was perceived by some as a reactionary attempt to turn back the clock.

برخی از افراد پلتفرم حزب را به عنوان تلاش رجعت‌گرایانه برای بازگشت به گذشته دیدند.

he was labeled a reactionary for his opposition to same-sex marriage.

او به دلیل مخالفت با ازدواج هم‌جنسی به عنوان یک رجعت‌گرا برچسب خورده است.

the debate centered on whether the proposed changes represented progress or reactionary conservatism.

این بحث حول این بود که تغییرات پیشنهادی پیشرفت یا رجعت‌گرایی را نشان می‌دهد.

the union denounced the company's actions as a reactionary attempt to undermine workers' rights.

اتحادیه اقدامات شرکت را به عنوان تلاش رجعت‌گرایانه برای تضعیف حقوق کارگران محکوم کرد.

despite facing criticism, the politician defended his reactionary stance on immigration.

با وجود مواجهه با انتقادات، سیاستمدار موضع رجعت‌گرای خود در مورد مهاجرت را دفاع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید