reactivates

[ایالات متحده]/riːˈæktɪveɪts/
[بریتانیا]/riˈæktɪveɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره فعال کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

reactivates system

فعال‌سازی مجدد سیستم

reactivates process

فعال‌سازی مجدد فرآیند

reactivates device

فعال‌سازی مجدد دستگاه

reactivates account

فعال‌سازی مجدد حساب

reactivates function

فعال‌سازی مجدد تابع

reactivates service

فعال‌سازی مجدد سرویس

reactivates connection

فعال‌سازی مجدد اتصال

reactivates feature

فعال‌سازی مجدد ویژگی

reactivates module

فعال‌سازی مجدد ماژول

reactivates protocol

فعال‌سازی مجدد پروتکل

جملات نمونه

the software reactivates after a system update.

نرم‌افزار پس از به‌روزرسانی سیستم دوباره فعال می‌شود.

he reactivates his gym membership every summer.

او هر تابستانه عضویت باشگاه ورزشی خود را دوباره فعال می‌کند.

the program reactivates the dormant features.

برنامه ویژگی‌های غیرفعال را دوباره فعال می‌کند.

she reactivates her social media account periodically.

او به طور دوره‌ای حساب رسانه‌های اجتماعی خود را دوباره فعال می‌کند.

the company reactivates its marketing campaign.

شرکت کمپین بازاریابی خود را دوباره فعال می‌کند.

the device reactivates when it detects motion.

دستگاه زمانی که حرکت را تشخیص می‌دهد دوباره فعال می‌شود.

he reactivates his interest in photography.

او علاقه خود به عکاسی را دوباره فعال می‌کند.

the team reactivates the project after a year.

تیم پروژه را پس از یک سال دوباره فعال می‌کند.

the vaccine reactivates the immune response.

واکسن پاسخ ایمنی را دوباره فعال می‌کند.

she reactivates her subscription to the magazine.

او اشتراک خود را در مجله دوباره فعال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید