revitalized

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪtəlaɪzd/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪtəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای بازگرداندن نشاط یا انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

revitalized community

جامعه‌ای دوباره زنده شده

revitalized economy

اقتصاد دوباره زنده شده

revitalized spirit

روحیه دوباره زنده شده

revitalized interest

علاقه دوباره زنده شده

revitalized project

پروژه دوباره زنده شده

revitalized landscape

مناظر طبیعی دوباره زنده شده

revitalized brand

برند دوباره زنده شده

revitalized culture

فرهنگ دوباره زنده شده

revitalized strategy

استراتژی دوباره زنده شده

revitalized relationship

ارتباط دوباره زنده شده

جملات نمونه

the community has been revitalized through new initiatives.

جامعه از طریق طرح‌های جدید احیا شده است.

the park was revitalized with new walking paths and gardens.

پارک با مسیرهای پیاده‌روی و باغ‌های جدید احیا شد.

her passion for art was revitalized after attending the exhibition.

اشتیاق او به هنر پس از شرکت در نمایشگاه احیا شد.

the city has revitalized its downtown area to attract more visitors.

شهر منطقه downtown خود را برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر احیا کرده است.

they revitalized the old factory into a modern workspace.

آنها کارخانه قدیمی را به یک فضای کار مدرن احیا کردند.

the program aims to revitalize struggling neighborhoods.

این برنامه برای احیای محله‌های فقیرنشین طراحی شده است.

the team was revitalized by the new coach's strategies.

تیم با استراتژی‌های مربی جدید احیا شد.

efforts were made to revitalize the local economy.

تلاش‌هایی برای احیای اقتصاد محلی انجام شد.

she felt revitalized after a week of vacation.

او بعد از یک هفته تعطیلات احساس احیا کرد.

the initiative helped to revitalize interest in reading.

این طرح به احیای علاقه به خواندن کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید