reap

[ایالات متحده]/riːp/
[بریتانیا]/riːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. برداشت محصولات; جمع‌آوری یک محصول
vt. به‌دست آوردن (چیزی)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreaping
قسمت سوم فعلreaped
شکل سوم شخص مفردreaps
زمان گذشتهreaped
جمعreaps

عبارات و ترکیب‌ها

reap the benefits

بهره‌مند شدن

reap the rewards

دریافت پاداش

reap a harvest

برداشت محصول

reap the consequences

تحمل عواقب

جملات نمونه

They reaped the corn.

آنها ذرت را برداشتند.

the crop was ready to be reaped and garnered.

محصول آماده برداشت و جمع آوری بود.

reap profits at the expense of others

بهره‌مندی از سود با به خطر انداختن دیگران.

reap bumper harvests in succession

برداشت‌های فراوان را به ترتیب برداشت کنید

The peasants reaped their rice.

دهقانان برداشت محصول برنج خود.

the company is poised to reap the benefits of this investment.

شرکت برای برداشتن مزایای این سرمایه‌گذاری در حالت تعادل است.

machinery that can reap and thresh corn in the same process.

ماشین‌آلاتی که می‌توانند ذرت را در همان فرآیند برداشت و دانه ‌گیری کنند.

It is not easy to reap the harvest of my hard work.

برداشت محصول حاصل از تلاش سخت من آسان نیست.

The harvest must be reaped in good time.

باید محصول را در زمان مناسب برداشت.

families who amassed great fortunes in the days before income tax. See also Synonyms at reap

خانواده هایی که قبل از مالیات بر درآمد ثروت زیادی جمع کردند. همچنین به مترادف ها در برداشت نگاه کنید

REAPER is a powerful Windows application for multitrack recording and editing of audio.

REAPER یک برنامه ویندوز قدرتمند برای ضبط و ویرایش چند ردیفه صدا است.

the paper is reaping the rewards of a series of promotions.

روزنامه در حال برداشتن ثمرات یک سری ارتقاها است.

large numbers of men were employed to reap the harvest.

تعداد زیادی مرد برای برداشت محصول استخدام شدند.

in terms of science, the Apollo programme reaped a meagre harvest.

از نظر علمی، برنامه آپولو دستاورد کمی داشت.

critics believe we are now reaping the harvest of our permissive ways.

منتقدان معتقدند که اکنون در حال برداشت محصول از روش های بیش از حد آزادانه خود هستیم.

She reaped large profits from her unique invention.

او سود زیادی از اختراع منحصر به فرد خود به دست آورد.

The painting is organized about a young reaper enjoying his noonday rest.

تابلویی دربارهٔ یک دروگر جوان که از استراحت ظهر خود لذت می‌برد، سازماندهی شده است.

How terribly ill he looks, but he's only reaping as he has sown in youth.

چه بد حالتش به نظر می رسد، اما او فقط دارد همانطور که در جوانی کاشته برداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید