reboots failed
تکرار ریستارت ناموفق
frequent reboots
تعداد زیادی ریستارت
system reboots
ریستارت سیستم
rebooting now
در حال ریستارت
after reboots
پس از ریستارت
reboot sequence
ترتیب ریستارت
force reboots
ریستارت اجباری
automatic reboots
ریستارت خودکار
reboot process
فروcess ریستارت
scheduled reboots
ریستارت برنامهریزی شده
the streaming service plans several reboots of classic sitcoms.
سرویس پخش زنده قصد دارد چندین بار بازنشانی سریالهای کلاسیک را انجام دهد.
after the system crash, a full reboot was necessary.
پس از خرابی سیستم، یک بازنشانی کامل ضروری بود.
the film studio is considering reboots of their superhero franchises.
استودیو فیلم در حال فکر کردن به بازنشانیهای فرanchiseهای اهرامهای خود است.
frequent reboots can sometimes resolve software glitches.
بازنشانیهای مکرر گاهی میتواند خطاها در نرمافزار را حل کند.
the company announced a reboot of their flagship product line.
شرکت اعلام کرد که یک بازنشانی خط تولید محصولات اصلی خود را انجام خواهد داد.
many viewers are skeptical about these television reboots.
بیشتر بازیگران نسبت به این بازنشانیهای تلویزیونی شکپیوند دارند.
a successful reboot requires respecting the original material.
یک بازنشانی موفق نیاز به احترام به محتوای اصلی دارد.
the game developer is working on reboots of retro titles.
توسعهدهنده بازی در حال کار روی بازنشانیهای عنوانهای باستانی است.
the computer requires a reboot after installing the update.
کامپیوتر پس از نصب بهروزرسانی، یک بازنشانی نیاز دارد.
the software automatically performs reboots during maintenance.
نرمافزار به طور خودکار در حین نگهداری بازنشانیها انجام میدهد.
the network administrator scheduled reboots for the servers.
مدیر شبکه بازنشانیهای سرورها را برنامهریزی کرد.
reboots failed
تکرار ریستارت ناموفق
frequent reboots
تعداد زیادی ریستارت
system reboots
ریستارت سیستم
rebooting now
در حال ریستارت
after reboots
پس از ریستارت
reboot sequence
ترتیب ریستارت
force reboots
ریستارت اجباری
automatic reboots
ریستارت خودکار
reboot process
فروcess ریستارت
scheduled reboots
ریستارت برنامهریزی شده
the streaming service plans several reboots of classic sitcoms.
سرویس پخش زنده قصد دارد چندین بار بازنشانی سریالهای کلاسیک را انجام دهد.
after the system crash, a full reboot was necessary.
پس از خرابی سیستم، یک بازنشانی کامل ضروری بود.
the film studio is considering reboots of their superhero franchises.
استودیو فیلم در حال فکر کردن به بازنشانیهای فرanchiseهای اهرامهای خود است.
frequent reboots can sometimes resolve software glitches.
بازنشانیهای مکرر گاهی میتواند خطاها در نرمافزار را حل کند.
the company announced a reboot of their flagship product line.
شرکت اعلام کرد که یک بازنشانی خط تولید محصولات اصلی خود را انجام خواهد داد.
many viewers are skeptical about these television reboots.
بیشتر بازیگران نسبت به این بازنشانیهای تلویزیونی شکپیوند دارند.
a successful reboot requires respecting the original material.
یک بازنشانی موفق نیاز به احترام به محتوای اصلی دارد.
the game developer is working on reboots of retro titles.
توسعهدهنده بازی در حال کار روی بازنشانیهای عنوانهای باستانی است.
the computer requires a reboot after installing the update.
کامپیوتر پس از نصب بهروزرسانی، یک بازنشانی نیاز دارد.
the software automatically performs reboots during maintenance.
نرمافزار به طور خودکار در حین نگهداری بازنشانیها انجام میدهد.
the network administrator scheduled reboots for the servers.
مدیر شبکه بازنشانیهای سرورها را برنامهریزی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید