reborn

[ایالات متحده]/riː'bɔːn/
[بریتانیا]/ri'bɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازسازی شده; نوسازی شده
Word Forms
قسمت سوم فعلreborn

جملات نمونه

a reborn version of social democracy

یک نسخه بازسازی‌شده از دموکراسی اجتماعی

Lake Erie station stands reborn as a four-star restaurant.

ایستگاه دریاچه ایری دوباره به عنوان یک رستوران چهار ستاره بازسازی شده است.

Alvar Aalto : Nothing is ever reborn , but neither does it totally disappear .And that which has once been , will always reappear in a new form .

آلوار آالتو: هیچ چیز هرگز دوباره متولد نمی شود، اما کاملاً ناپدید نمی شود. و آنچه یک بار وجود داشته است، همیشه به شکل جدیدی دوباره ظاهر می شود.

She felt reborn after quitting her stressful job.

او بعد از ترک شغل پر استرس خود احساس تجدید حیات کرد.

The company went through a reborn phase after hiring a new CEO.

شرکت پس از استخدام یک مدیرعامل جدید وارد فاز بازسازی شد.

The artist's creativity was reborn after traveling to a new country.

خلاقیت هنرمند پس از سفر به یک کشور جدید دوباره زنده شد.

The old building was reborn as a trendy cafe.

ساختمان قدیمی به یک کافه مد روز بازسازی شد.

After the breakup, she felt like she was reborn with a new sense of freedom.

پس از جدایی، او احساس کرد که با حس تازه‌ای از آزادی دوباره متولد شده است.

The garden was reborn in the spring with colorful flowers blooming everywhere.

با شکوفه زدن گل‌های رنگارنگ در همه جا، باغ در بهار دوباره متولد شد.

The company's image was reborn through a successful rebranding campaign.

با یک کمپین موفقیت آمیز بازسازی برند، چهره شرکت دوباره متولد شد.

He felt reborn after overcoming his fear of public speaking.

او پس از غلبه بر ترس خود از سخنرانی در جمع احساس تجدید حیات کرد.

The city was reborn after a major urban redevelopment project.

شهر پس از یک پروژه بزرگ بازسازی شهری دوباره متولد شد.

The musician's career was reborn with the release of a hit album.

با انتشار یک آلبوم موفق، حرفه موسیقی‌دان دوباره متولد شد.

نمونه‌های واقعی

And what was being reborn was classical antiquity.

چه چیزی دوباره متولد می‌شد، دوران طلایی یونان و روم بود.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Our meal packs app has been reborn.

برنامه بسته‌غذایی ما دوباره متولد شده است.

منبع: Gourmet Base

[Mike] Our meal packs app has been reborn.

[مایک] برنامه بسته‌غذایی ما دوباره متولد شده است.

منبع: Gourmet Base

[Narrator] Our meal packs app has been reborn.

[راوی] برنامه بسته‌غذایی ما دوباره متولد شده است.

منبع: Gourmet Base

Why did you not return at once when the Dark Lord was reborn?

چرا وقتی ارباب تاریکی دوباره متولد شد، فوراً بازنگشتید؟

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

You've just died and been reborn.

شما تازه مرده‌اید و دوباره متولد شده‌اید.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

And as paradise is reborn, Hornback hopes more people will return.

همانطور که بهشت دوباره متولد می‌شود، هورن‌بک امیدوار است که افراد بیشتری بازگردند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Ideally, their theories die and are reborn stronger and stronger every-time.

در حالت ایده‌آل، نظریات آن‌ها می‌میرند و هر بار قوی‌تر و قوی‌تر دوباره متولد می‌شوند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

This is the magic moment. Insects which have long ago disappeared are reborn before our very eyes.

این لحظه جادویی است. حشرات که سال‌ها پیش ناپدید شده‌اند، دوباره در مقابل چشمان ما متولد می‌شوند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Gaze out in awe at the incredible beauty of a city, reborn.

با حیرت به زیبایی فوق‌العاده یک شهر، دوباره متولد شده، نگاه کنید.

منبع: Cloud Travel Handbook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید