wanes

[ایالات متحده]/weɪnz/
[بریتانیا]/weɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش یافتن در اندازه، مقدار یا شدت؛ کم نور یا ضعیف شدن؛ کاهش یافتن در فاز یا شدت (مانند ماه)

عبارات و ترکیب‌ها

interest wanes

علاقه کم می‌شود

attention wanes

توجه کم می‌شود

hope wanes

امید کم می‌شود

energy wanes

انرژی کم می‌شود

light wanes

نور کم می‌شود

enthusiasm wanes

اشتیاق کم می‌شود

patience wanes

صبر کم می‌شود

time wanes

زمان کم می‌شود

support wanes

حمایت کم می‌شود

confidence wanes

اعتماد به نفس کم می‌شود

جملات نمونه

the moon wanes each month, revealing its phases.

ماه هر ماه رو به کوچک‌تر می‌رود و فازهای آن آشکار می‌شود.

as the day wanes, the temperature drops.

با غروب روز، دما کاهش می‌یابد.

interest in the project wanes as funding decreases.

با کاهش بودجه، علاقه به پروژه کاهش می‌یابد.

her enthusiasm for the job wanes over time.

اشتیاق او به کار با گذشت زمان کاهش می‌یابد.

the sunlight wanes, signaling the end of the day.

نور خورشید کم‌رنگ می‌شود و نشان‌دهنده پایان روز است.

as the season wanes, the leaves begin to fall.

با پایان فصل، برگ‌ها شروع به ریزش می‌کنند.

public interest in the event wanes after the initial excitement.

پس از هیجان اولیه، علاقه عمومی به رویداد کاهش می‌یابد.

her patience wanes when faced with constant interruptions.

صبر او در مواجهه با وقفه های مداوم تحلیل می رود.

the excitement of the game wanes as the score remains unchanged.

با ثابت ماندن نتیجه، هیجان بازی کم می‌شود.

his confidence wanes when he receives negative feedback.

با دریافت بازخورد منفی، اعتماد به نفس او تحلیل می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید