receptively

[ایالات متحده]/rɪˈsɛptɪvli/
[بریتانیا]/rɪˈsɛptɪvli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای پذیرنده؛ به راحتی پذیرنده یا دریافت کننده

عبارات و ترکیب‌ها

listened receptively

پذیرش فعال

receptively accept

پذیرش فعال

receptively receive

دریافت فعال

جملات نمونه

she received the feedback receptively and implemented the necessary changes immediately.

او به صورت پذیرشگر فیدبک را دریافت کرد و تغییرات لازم را فوراً اجرا کرد.

the audience listened receptively to the speaker's innovative proposal during the conference.

بیننده‌ها در حین کنفرانس به‌طور پذیرشگر به پیشنهاد نوآورانه سخنران گوش دادند.

the market responded receptively to the company's groundbreaking product launch last month.

بازار به‌طور پذیرشگر به راه‌اندازی محصول نوآورانه شرکت ماه گذشته پاسخ داد.

students were receptively engaged throughout the interactive classroom session.

دانش‌آموزان در طول جلسه کلاسی تعاملی به‌طور پذیرشگر مشارکت کردند.

the committee accepted the new policy changes receptively after thorough deliberation.

کمیته پس از بحث و تحلیل کامل به‌طور پذیرشگر تغییرات سیاست جدید را پذیرفته است.

he greeted the constructive criticism receptively, demonstrating his growth mindset.

او به‌طور پذیرشگر به نقد سازنده پاسخ داد و این امر نشان‌دهنده فکر رشد او بود.

the team responded receptively to the manager's innovative restructuring plan.

تیم به‌طور پذیرشگر به برنامه‌ریزی بازسازی نوآورانه مدیر پاسخ داد.

children absorb new concepts most receptively when learning through play and exploration.

کودکان مفاهیم جدید را به‌طور پذیرشگرترین در حین یادگیری از طریق بازی و کشف جذب می‌کنند.

the local residents reacted receptively to the proposed community development project.

سکونت‌های محلی به‌طور پذیرشگر به پروژه توسعه جامعه پیشنهادی پاسخ دادند.

investors listened receptively to the startup's comprehensive business strategy presentation.

سرمایه‌گذاران به‌طور پذیرشگر به ارائه استراتژی کسب‌وکار جامع شرکت نوپا گوش دادند.

patients generally respond receptively to healthcare providers who show genuine empathy.

بیماران به‌طور کلی به‌طور پذیرشگر به ارائه‌کنندگان مراقبت‌های بهداشتی که واقعیت احساس هم‌دمی نشان می‌دهند پاسخ می‌دهند.

the board of directors welcomed the ambitious reform proposals receptively.

هیئت رئیسه به‌طور پذیرشگر پیشنهادات بازسازی طمع‌انگیز را خوش‌آمد گفت.

learners absorb information most receptively when they find personal relevance in the content.

یادگیرندگان اطلاعات را به‌طور پذیرشگرترین زمانی جذب می‌کنند که محتوا را با اهمیت شخصی مرتبط می‌یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید