recombined dna
دنا ترکیب شده
recombined with
با ترکیب شدن
recombined genes
ژنهای ترکیب شده
scientists recombined the dna fragments to create a new gene.
دانشمندان قطعات DNA را باز ترکیب کردند تا یک ژن جدید ایجاد کنند.
the team successfully recombined the damaged tissue, promoting healing.
تیم موفق به باز ترکیب بافت آسیب دیده شد و به بهبودی کمک کرد.
the artist recombined old photographs into a striking collage.
هنرمند عکسهای قدیمی را باز ترکیب کرد و یک کولیج جذاب ایجاد کرد.
the company recombined its product lines to streamline operations.
شرکت خطوط تولید خود را باز ترکیب کرد تا عملیات را سادهتر کند.
the orchestra recombined familiar melodies into a new composition.
ارکستراسیون موسیقیهای آشنا را باز ترکیب کرد و یک سازه جدید ایجاد کرد.
the software recombined data from various sources into a single report.
نرمافزار دادههای از منابع مختلف را باز ترکیب کرد و یک گزارش واحد ایجاد کرد.
the researchers recombined existing compounds to discover a new drug.
پژوهشگران ترکیبات موجود را باز ترکیب کردند تا یک دارو جدید کشف کنند.
the politician recombined his campaign strategy after the initial setback.
سیاستمدار استراتژی حمله خود را پس از شکست اولیه باز ترکیب کرد.
the chef recombined leftover ingredients into a delicious new dish.
شکیف باقی مانده را باز ترکیب کرد و یک غذای لذیذ جدید ایجاد کرد.
the engineer recombined the structural components for increased stability.
مهندس قطعات ساختاری را باز ترکیب کرد تا پایداری بیشتری داشته باشد.
the historian recombined fragmented documents to reconstruct the past.
تاریخگر اسناد شکسته شده را باز ترکیب کرد تا گذشته را بازسازی کند.
recombined dna
دنا ترکیب شده
recombined with
با ترکیب شدن
recombined genes
ژنهای ترکیب شده
scientists recombined the dna fragments to create a new gene.
دانشمندان قطعات DNA را باز ترکیب کردند تا یک ژن جدید ایجاد کنند.
the team successfully recombined the damaged tissue, promoting healing.
تیم موفق به باز ترکیب بافت آسیب دیده شد و به بهبودی کمک کرد.
the artist recombined old photographs into a striking collage.
هنرمند عکسهای قدیمی را باز ترکیب کرد و یک کولیج جذاب ایجاد کرد.
the company recombined its product lines to streamline operations.
شرکت خطوط تولید خود را باز ترکیب کرد تا عملیات را سادهتر کند.
the orchestra recombined familiar melodies into a new composition.
ارکستراسیون موسیقیهای آشنا را باز ترکیب کرد و یک سازه جدید ایجاد کرد.
the software recombined data from various sources into a single report.
نرمافزار دادههای از منابع مختلف را باز ترکیب کرد و یک گزارش واحد ایجاد کرد.
the researchers recombined existing compounds to discover a new drug.
پژوهشگران ترکیبات موجود را باز ترکیب کردند تا یک دارو جدید کشف کنند.
the politician recombined his campaign strategy after the initial setback.
سیاستمدار استراتژی حمله خود را پس از شکست اولیه باز ترکیب کرد.
the chef recombined leftover ingredients into a delicious new dish.
شکیف باقی مانده را باز ترکیب کرد و یک غذای لذیذ جدید ایجاد کرد.
the engineer recombined the structural components for increased stability.
مهندس قطعات ساختاری را باز ترکیب کرد تا پایداری بیشتری داشته باشد.
the historian recombined fragmented documents to reconstruct the past.
تاریخگر اسناد شکسته شده را باز ترکیب کرد تا گذشته را بازسازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید