reconcilements

[ایالات متحده]/ˈrek(ə)nsaɪlmənts/
[بریتانیا]/ˈrek(ə)nsaɪlmənts/

ترجمه

n. اعمال یا نتایج صلح‌جویی؛ توافق‌های بازگرداننده روابط دوستانه (صلح‌جویی‌ها)؛ حل تفاوت‌ها یا اختلافات؛ سازگار کردن چیزها.

عبارات و ترکیب‌ها

daily reconcilements

تخصیص روزانه

account reconcilements

تخصیص حساب

bank reconcilements

تخصیص بانک

monthly reconcilements

تخصیص ماهیانه

year-end reconcilements

تخصیص پایان سال

quick reconcilements

تخصیص سریع

final reconcilements

تخصیص نهایی

pending reconcilements

تخصیص در انتظار

completed reconcilements

تخصیص کامل شده

reconciling reconcilements

تخصیص در حال انجام

جملات نمونه

the board approved reconcilements with key stakeholders after months of negotiations.

هیئت مدیره پس از ماه‌ها مذاکره، توافق‌هایی با شرکای کلیدی را تأیید کرد.

we reached reconcilements on disputed invoices during the quarterly audit review.

ما در بازبینی مالی فصلی، توافق‌هایی در مورد فاکتورهای متنازع به دست آوردیم.

her reconcilements with former rivals strengthened the coalition ahead of the vote.

توافق‌های او با رقبای سابق قبل از رای‌گیری ائتلاف را تقویت کرد.

detailed reconcilements of accounts reduced the risk of reporting errors.

تعیین دقیق حساب‌ها خطر خطا در گزارش‌دهی را کاهش داد.

the mediator facilitated reconcilements between the two departments over budget cuts.

میانجی‌گر توافق‌هایی بین دو بخش را در مورد کاهش بودجه تسهیل کرد.

final reconcilements with suppliers were completed before the year-end close.

توافق‌های نهایی با تأمین‌کنندگان قبل از بستن سال به اتمام رسید.

the treaty included reconcilements to address border disputes and trade barriers.

این معاهده توافق‌هایی را شامل می‌شد تا اختلافات مرزی و موانع تجاری را حل کند.

our reconcilements with customers resolved chargebacks and restored trust.

توافق‌های ما با مشتریان بازپس‌گیری‌ها را حل کرد و اعتماد را بازگرداند.

bank reconcilements must be performed monthly to detect irregular transactions.

تعیین تطبیق حساب‌های بانکی باید ماهیانه انجام شود تا تراکنش‌های غیرمعمول شناسایی شوند.

the team drafted reconcilements in writing to prevent future misunderstandings.

تیم توافق‌های را به صورت نوشتاری تهیه کرد تا اشتباهات آینده جلوگیری شود.

post-merger reconcilements of policies aligned benefits across the organization.

تعیین تطبیق سیاست‌ها پس از ادغام مزایای سازمان را در سراسر سازمان هماهنگ کرد.

community leaders pursued reconcilements with local authorities after the protests.

رهبران جامعه پس از اعتراضات، توافق‌هایی با مقامات محلی را دنبال کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید