| قسمت سوم فعل | reconnected |
| شکل سوم شخص مفرد | reconnects |
| صفت یا فعل حال استمراری | reconnecting |
| زمان گذشته | reconnected |
| جمع | reconnects |
reconnect with nature
ارتباط دوباره با طبیعت
reconnect with yourself
ارتباط دوباره با خودت
reconnect with family
ارتباط دوباره با خانواده
surgeons had to reconnect tendons, nerves, and veins.
جراحان مجبور شدند تاندون ها، اعصاب و رگ ها را دوباره به هم متصل کنند.
disconnect all the cables, mix them up then try to reconnect them.
همه کابل ها را قطع کنید، آنها را مخلوط کنید و سپس سعی کنید دوباره به هم متصل کنید.
It's important to reconnect with old friends.
دیدار مجدد با دوستان قدیمی مهم است.
I need to reconnect with my family.
من نیاز دارم دوباره با خانوادهام ارتباط برقرار کنم.
She decided to reconnect with her roots.
او تصمیم گرفت دوباره با ریشه هایش ارتباط برقرار کند.
After the argument, they need to reconnect and talk things out.
بعد از بحث، آنها باید دوباره ارتباط برقرار کنند و در مورد مسائل صحبت کنند.
He wants to reconnect with his childhood passion for painting.
او می خواهد دوباره با اشتیاق دوران کودکی خود به نقاشی ارتباط برقرار کند.
The retreat was a great opportunity to reconnect with nature.
این اردوگاه فرصتی عالی برای ارتباط مجدد با طبیعت بود.
I plan to reconnect with my spiritual side this weekend.
من قصد دارم این آخر هفته با جنبه معنوی خود ارتباط مجدد برقرار کنم.
Taking a break can help you reconnect with yourself.
استراحت کردن می تواند به شما کمک کند دوباره با خودتان ارتباط برقرار کنید.
This workshop aims to help participants reconnect with their creativity.
این کارگاه با هدف کمک به شرکت کنندگان برای ارتباط مجدد با خلاقیت خود است.
Traveling to new places can help you reconnect with different cultures.
سفر به مکان های جدید می تواند به شما کمک کند دوباره با فرهنگ های مختلف ارتباط برقرار کنید.
Parts of the field twist, break and reconnect.
قطعات زمین پیچ میخورند، میشکنند و دوباره به هم متصل میشوند.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American December 2022 CompilationEventually, rule number five, reconnect and move on.
در نهایت، قانون شماره پنج، دوباره وصل شوید و ادامه دهید.
منبع: Stanford Open Course: How to Communicate EffectivelyAnd Deja wants to reconnect with her mom.
و Deja میخواهد دوباره با مادرش ارتباط برقرار کند.
منبع: S03Maybe there's someone you need to reconnect with.
شاید کسی وجود دارد که شما نیاز دارید دوباره با او ارتباط برقرار کنید.
منبع: Listening DigestIn that process, you can look for opportunities to reconnect with others who have your same goal.
در آن فرآیند، میتوانید به دنبال فرصتهایی برای ارتباط مجدد با دیگرانی باشید که هدف یکسانی با شما دارند.
منبع: Learn fluent English with Anne.Hunting reconnects you with nature, and reconnects you with how life used to be back in the day.
شکار شما را با طبیعت دوباره متصل میکند و شما را با نحوه زندگی در گذشته مرتبط میکند.
منبع: VOA Daily Standard April 2020 CollectionSomehow, they reconnect, renewing their bond after spending winter apart.
به نحوی، آنها دوباره به هم متصل میشوند و پیوند خود را پس از گذراندن زمستان جدا از هم تجدید میکنند.
منبع: Nordic Wild Style ChroniclesGo out of your way to reconnect with your loved ones.
تمام تلاشتان را بکنید تا دوباره با عزیزان خود ارتباط برقرار کنید.
منبع: Science in LifeNature helps me to reconnect with myself and find inner peace.
طبیعت به من کمک میکند تا دوباره با خودم ارتباط برقرار کنم و آرامش درونی پیدا کنم.
منبع: IELTS Speaking High Score ModelFor Kim, gardening is a way to reconnect children with happiness.
برای کیم، باغبانی راهی برای ارتباط مجدد کودکان با شادی است.
منبع: VOA Standard October 2015 Collectionreconnect with nature
ارتباط دوباره با طبیعت
reconnect with yourself
ارتباط دوباره با خودت
reconnect with family
ارتباط دوباره با خانواده
surgeons had to reconnect tendons, nerves, and veins.
جراحان مجبور شدند تاندون ها، اعصاب و رگ ها را دوباره به هم متصل کنند.
disconnect all the cables, mix them up then try to reconnect them.
همه کابل ها را قطع کنید، آنها را مخلوط کنید و سپس سعی کنید دوباره به هم متصل کنید.
It's important to reconnect with old friends.
دیدار مجدد با دوستان قدیمی مهم است.
I need to reconnect with my family.
من نیاز دارم دوباره با خانوادهام ارتباط برقرار کنم.
She decided to reconnect with her roots.
او تصمیم گرفت دوباره با ریشه هایش ارتباط برقرار کند.
After the argument, they need to reconnect and talk things out.
بعد از بحث، آنها باید دوباره ارتباط برقرار کنند و در مورد مسائل صحبت کنند.
He wants to reconnect with his childhood passion for painting.
او می خواهد دوباره با اشتیاق دوران کودکی خود به نقاشی ارتباط برقرار کند.
The retreat was a great opportunity to reconnect with nature.
این اردوگاه فرصتی عالی برای ارتباط مجدد با طبیعت بود.
I plan to reconnect with my spiritual side this weekend.
من قصد دارم این آخر هفته با جنبه معنوی خود ارتباط مجدد برقرار کنم.
Taking a break can help you reconnect with yourself.
استراحت کردن می تواند به شما کمک کند دوباره با خودتان ارتباط برقرار کنید.
This workshop aims to help participants reconnect with their creativity.
این کارگاه با هدف کمک به شرکت کنندگان برای ارتباط مجدد با خلاقیت خود است.
Traveling to new places can help you reconnect with different cultures.
سفر به مکان های جدید می تواند به شما کمک کند دوباره با فرهنگ های مختلف ارتباط برقرار کنید.
Parts of the field twist, break and reconnect.
قطعات زمین پیچ میخورند، میشکنند و دوباره به هم متصل میشوند.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American December 2022 CompilationEventually, rule number five, reconnect and move on.
در نهایت، قانون شماره پنج، دوباره وصل شوید و ادامه دهید.
منبع: Stanford Open Course: How to Communicate EffectivelyAnd Deja wants to reconnect with her mom.
و Deja میخواهد دوباره با مادرش ارتباط برقرار کند.
منبع: S03Maybe there's someone you need to reconnect with.
شاید کسی وجود دارد که شما نیاز دارید دوباره با او ارتباط برقرار کنید.
منبع: Listening DigestIn that process, you can look for opportunities to reconnect with others who have your same goal.
در آن فرآیند، میتوانید به دنبال فرصتهایی برای ارتباط مجدد با دیگرانی باشید که هدف یکسانی با شما دارند.
منبع: Learn fluent English with Anne.Hunting reconnects you with nature, and reconnects you with how life used to be back in the day.
شکار شما را با طبیعت دوباره متصل میکند و شما را با نحوه زندگی در گذشته مرتبط میکند.
منبع: VOA Daily Standard April 2020 CollectionSomehow, they reconnect, renewing their bond after spending winter apart.
به نحوی، آنها دوباره به هم متصل میشوند و پیوند خود را پس از گذراندن زمستان جدا از هم تجدید میکنند.
منبع: Nordic Wild Style ChroniclesGo out of your way to reconnect with your loved ones.
تمام تلاشتان را بکنید تا دوباره با عزیزان خود ارتباط برقرار کنید.
منبع: Science in LifeNature helps me to reconnect with myself and find inner peace.
طبیعت به من کمک میکند تا دوباره با خودم ارتباط برقرار کنم و آرامش درونی پیدا کنم.
منبع: IELTS Speaking High Score ModelFor Kim, gardening is a way to reconnect children with happiness.
برای کیم، باغبانی راهی برای ارتباط مجدد کودکان با شادی است.
منبع: VOA Standard October 2015 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید