rekindle

[ایالات متحده]/ˌriːˈkɪndl/
[بریتانیا]/ˌriːˈkɪndl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره شعله‌ور کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلrekindled
شکل سوم شخص مفردrekindles
زمان گذشتهrekindled
صفت یا فعل حال استمراریrekindling

عبارات و ترکیب‌ها

rekindle the flame

بار دیگر شعله را روشن کنید

rekindle old memories

خاطرات قدیمی را زنده کنید

rekindle a relationship

روابط را دوباره زنده کنید

جملات نمونه

he tried to rekindle their friendship.

او سعی کرد دوستی آنها را دوباره زنده کند.

the photos rekindled memories.

عکس‌ها خاطرات را زنده کرد.

They tried to rekindle the flames of romance.

آنها سعی کردند دوباره آتش عشق را زنده کنند.

Is there anything could rekindle his extinct passion?

آیا چیزی وجود دارد که بتواند اشتیاق منقرض شده او را دوباره زنده کند؟

rekindled an old interest in the sciences.

علاقه قدیمی به علوم را دوباره زنده کرد.

Nothing could rekindle her extinct passion.

هیچ چیز نمی توانست اشتیاق منقرض شده او را دوباره زنده کند.

If there was a touch of appreciation left in him for the bloom and unsophistication which is the charm of youth, it rekindled now.

اگر هنوز ذره‌ای قدردانی در وجود او برای شکوفایی و سادگی که جذابیت جوانی است، باقی مانده بود، اکنون دوباره زنده شد.

نمونه‌های واقعی

This weekend, I'm finally gonna get my chance to rekindle things.

این آخر هفته، بالاخره شانسم را برای از سر گرفتن دوباره همه چیز به دست خواهم آورد.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

If anything, the pandemic has rekindled our affection for it.

اگر به هر حال، همه‌گیری ویروس کرونا دوباره علاقه ما را به آن زنده کرده است.

منبع: National Geographic Anthology

Gabrielle tried to rekindle an old affair.

گابرییل سعی کرد یک رابطه قدیمی را دوباره زنده کند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Likewise, a strong pound has rekindled enthusiasm among Britons for holidays abroad.

همینطور، افزایش ارزش پوند باعث تجدید حیات اشتیاق مردم بریتانیا برای تعطیلات در خارج از کشور شده است.

منبع: The Economist (Summary)

Yeah. It kind of rekindles your faith in the basic goodness of people.

بله. اینطور است که دوباره ایمان شما را به خوبی ذاتی مردم زنده می‌کند.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

" They have rekindled the hope of working with rubber, " he said.

" آنها بار دیگر امید به کار با لاستیک را زنده کرده اند،" او گفت.

منبع: VOA Special English: World

It's much more about, perhaps rekindling, this kind of flame of diplomacy.

بیشتر در مورد این است که شاید این نوع شعله دیپلماسی را دوباره زنده کرد.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

Ms. Jade's fantasy is to rekindle the love she once had with Bob.

فانتزی خانم جید این است که عشق هایی که زمانی با باب داشت را دوباره زنده کند.

منبع: Friends Season 2

The surface of the sea glistened under its rays. That kindly light rekindled our strength.

سطح دریا زیر نور خورشید می درخشید. آن نور مهربانانه بار دیگر قدرت ما را زنده کرد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

A widower and a widow attend their 70th class reunion, and a long-ago spark is rekindled.

یک سائل و یک بیوه در جشن reunion کلاس 70 سالگی خود شرکت کردند و جرقه‌ای که سال‌ها پیش وجود داشت دوباره زنده شد.

منبع: Reader's Digest Anthology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید