| قسمت سوم فعل | rekindled |
| شکل سوم شخص مفرد | rekindles |
| زمان گذشته | rekindled |
| صفت یا فعل حال استمراری | rekindling |
rekindle the flame
بار دیگر شعله را روشن کنید
rekindle old memories
خاطرات قدیمی را زنده کنید
rekindle a relationship
روابط را دوباره زنده کنید
he tried to rekindle their friendship.
او سعی کرد دوستی آنها را دوباره زنده کند.
the photos rekindled memories.
عکسها خاطرات را زنده کرد.
They tried to rekindle the flames of romance.
آنها سعی کردند دوباره آتش عشق را زنده کنند.
Is there anything could rekindle his extinct passion?
آیا چیزی وجود دارد که بتواند اشتیاق منقرض شده او را دوباره زنده کند؟
rekindled an old interest in the sciences.
علاقه قدیمی به علوم را دوباره زنده کرد.
Nothing could rekindle her extinct passion.
هیچ چیز نمی توانست اشتیاق منقرض شده او را دوباره زنده کند.
If there was a touch of appreciation left in him for the bloom and unsophistication which is the charm of youth, it rekindled now.
اگر هنوز ذرهای قدردانی در وجود او برای شکوفایی و سادگی که جذابیت جوانی است، باقی مانده بود، اکنون دوباره زنده شد.
This weekend, I'm finally gonna get my chance to rekindle things.
این آخر هفته، بالاخره شانسم را برای از سر گرفتن دوباره همه چیز به دست خواهم آورد.
منبع: "Reconstructing a Lady" Original SoundtrackIf anything, the pandemic has rekindled our affection for it.
اگر به هر حال، همهگیری ویروس کرونا دوباره علاقه ما را به آن زنده کرده است.
منبع: National Geographic AnthologyGabrielle tried to rekindle an old affair.
گابرییل سعی کرد یک رابطه قدیمی را دوباره زنده کند.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4Likewise, a strong pound has rekindled enthusiasm among Britons for holidays abroad.
همینطور، افزایش ارزش پوند باعث تجدید حیات اشتیاق مردم بریتانیا برای تعطیلات در خارج از کشور شده است.
منبع: The Economist (Summary)Yeah. It kind of rekindles your faith in the basic goodness of people.
بله. اینطور است که دوباره ایمان شما را به خوبی ذاتی مردم زنده میکند.
منبع: The Big Bang Theory Season 5" They have rekindled the hope of working with rubber, " he said.
" آنها بار دیگر امید به کار با لاستیک را زنده کرده اند،" او گفت.
منبع: VOA Special English: WorldIt's much more about, perhaps rekindling, this kind of flame of diplomacy.
بیشتر در مورد این است که شاید این نوع شعله دیپلماسی را دوباره زنده کرد.
منبع: CNN 10 Student English February 2018 CollectionMs. Jade's fantasy is to rekindle the love she once had with Bob.
فانتزی خانم جید این است که عشق هایی که زمانی با باب داشت را دوباره زنده کند.
منبع: Friends Season 2The surface of the sea glistened under its rays. That kindly light rekindled our strength.
سطح دریا زیر نور خورشید می درخشید. آن نور مهربانانه بار دیگر قدرت ما را زنده کرد.
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)A widower and a widow attend their 70th class reunion, and a long-ago spark is rekindled.
یک سائل و یک بیوه در جشن reunion کلاس 70 سالگی خود شرکت کردند و جرقهای که سالها پیش وجود داشت دوباره زنده شد.
منبع: Reader's Digest Anthologyrekindle the flame
بار دیگر شعله را روشن کنید
rekindle old memories
خاطرات قدیمی را زنده کنید
rekindle a relationship
روابط را دوباره زنده کنید
he tried to rekindle their friendship.
او سعی کرد دوستی آنها را دوباره زنده کند.
the photos rekindled memories.
عکسها خاطرات را زنده کرد.
They tried to rekindle the flames of romance.
آنها سعی کردند دوباره آتش عشق را زنده کنند.
Is there anything could rekindle his extinct passion?
آیا چیزی وجود دارد که بتواند اشتیاق منقرض شده او را دوباره زنده کند؟
rekindled an old interest in the sciences.
علاقه قدیمی به علوم را دوباره زنده کرد.
Nothing could rekindle her extinct passion.
هیچ چیز نمی توانست اشتیاق منقرض شده او را دوباره زنده کند.
If there was a touch of appreciation left in him for the bloom and unsophistication which is the charm of youth, it rekindled now.
اگر هنوز ذرهای قدردانی در وجود او برای شکوفایی و سادگی که جذابیت جوانی است، باقی مانده بود، اکنون دوباره زنده شد.
This weekend, I'm finally gonna get my chance to rekindle things.
این آخر هفته، بالاخره شانسم را برای از سر گرفتن دوباره همه چیز به دست خواهم آورد.
منبع: "Reconstructing a Lady" Original SoundtrackIf anything, the pandemic has rekindled our affection for it.
اگر به هر حال، همهگیری ویروس کرونا دوباره علاقه ما را به آن زنده کرده است.
منبع: National Geographic AnthologyGabrielle tried to rekindle an old affair.
گابرییل سعی کرد یک رابطه قدیمی را دوباره زنده کند.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4Likewise, a strong pound has rekindled enthusiasm among Britons for holidays abroad.
همینطور، افزایش ارزش پوند باعث تجدید حیات اشتیاق مردم بریتانیا برای تعطیلات در خارج از کشور شده است.
منبع: The Economist (Summary)Yeah. It kind of rekindles your faith in the basic goodness of people.
بله. اینطور است که دوباره ایمان شما را به خوبی ذاتی مردم زنده میکند.
منبع: The Big Bang Theory Season 5" They have rekindled the hope of working with rubber, " he said.
" آنها بار دیگر امید به کار با لاستیک را زنده کرده اند،" او گفت.
منبع: VOA Special English: WorldIt's much more about, perhaps rekindling, this kind of flame of diplomacy.
بیشتر در مورد این است که شاید این نوع شعله دیپلماسی را دوباره زنده کرد.
منبع: CNN 10 Student English February 2018 CollectionMs. Jade's fantasy is to rekindle the love she once had with Bob.
فانتزی خانم جید این است که عشق هایی که زمانی با باب داشت را دوباره زنده کند.
منبع: Friends Season 2The surface of the sea glistened under its rays. That kindly light rekindled our strength.
سطح دریا زیر نور خورشید می درخشید. آن نور مهربانانه بار دیگر قدرت ما را زنده کرد.
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)A widower and a widow attend their 70th class reunion, and a long-ago spark is rekindled.
یک سائل و یک بیوه در جشن reunion کلاس 70 سالگی خود شرکت کردند و جرقهای که سالها پیش وجود داشت دوباره زنده شد.
منبع: Reader's Digest Anthologyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید