recoverableness

[ایالات متحده]/rɪˈkʌvərəblnəs/
[بریتانیا]/rɪˈkʌvərəbəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت قابل بازیابی؛ توانایی بازگرداندن، بازیابی یا بازگشت به حالت طبیعی؛ (شبکه/کامپیوتر) میزانی که یک سیستم، داده یا خدمات پس از یک خطا قابل بازیابی است.

عبارات و ترکیب‌ها

recoverableness of data

قابل بازیابی بودن داده ها

ensure recoverableness

قابل بازیابی بودن را تضمین کنید

loss of recoverableness

زیان از قابل بازیابی بودن

recoverableness ensured

قابل بازیابی بودن تضمین شده است

recoverableness is key

قابل بازیابی بودن کلیدی است

assess recoverableness

قابل بازیابی بودن را ارزیابی کنید

recoverableness required

قابل بازیابی بودن مورد نیاز است

recoverableness lost

قابل بازیابی بودن از دست رفته است

recoverableness confirmed

قابل بازیابی بودن تأیید شده است

recoverableness maintained

قابل بازیابی بودن حفظ شده است

جملات نمونه

the recoverableness of the system depends on regular backups and clear incident runbooks.

بازیابی پذیری سیستم به نسخه‌های پشتیبان منظم و دفترچه‌های روند حادثه واضح بستگی دارد.

we assessed the recoverableness of the database after the outage and confirmed no data loss.

ما بازیابی پذیری پایگاه داده را پس از خاموشی ارزیابی کردیم و از از دست رفتن داده‌ها جلوگیری شد.

improving recoverableness requires automated failover and frequent disaster recovery drills.

بازیابی پذیری را بهبود بخشیدن نیاز به فیلوری اتوماتیک و تمرینات بازیابی بحرانی متکی است.

the report highlights recoverableness as a key metric for business continuity planning.

گزارش بازیابی پذیری را به عنوان یک معیار کلیدی برای برنامه‌ریزی پیوستگی کسب و کار تاکید می‌کند.

to increase recoverableness, we reduced single points of failure across the network.

برای افزایش بازیابی پذیری، ما نقاط تکی فاش شدن را در سراسر شبکه کاهش دادیم.

the team verified recoverableness by restoring from snapshots in a separate environment.

تیم بازیابی پذیری را با بازیابی از لحظه‌گیری‌ها در محیط جداگانه تأیید کرد.

recoverableness improved significantly after we introduced immutable backups.

پس از معرفی نسخه‌های پشتیبان غیر قابل تغییر، بازیابی پذیری به طور قابل توجهی بهبود یافت.

during audits, we must demonstrate recoverableness under realistic failure scenarios.

در حین بازبینی‌ها، ما باید بازیابی پذیری را در سناریوهای واقعی فاش شدن نشان دهیم.

high recoverableness is essential for services that handle critical customer transactions.

بازیابی پذیری بالا برای خدماتی که تراکنش‌های مشتریان حیاتی را مدیریت می‌کنند ضروری است.

we prioritized recoverableness over speed when redesigning the storage architecture.

وقتی ساختار ذخیره‌سازی را باز طراحی می‌کردیم، ما بازیابی پذیری را در مقایسه با سرعت اولویت می‌دادیم.

the recoverableness of the application suffered because configuration changes were undocumented.

بازیابی پذیری برنامه را دچار مشکل کرد چون تغییرات پیکربندی ثبت نشده بودند.

measuring recoverableness involves tracking recovery time objectives and recovery point objectives.

اندازه گیری بازیابی پذیری شامل پیگیری اهداف زمان بازیابی و اهداف نقطه بازیابی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید