| قسمت سوم فعل | recuperated |
| زمان گذشته | recuperated |
| جمع | recuperates |
| صفت یا فعل حال استمراری | recuperating |
| شکل سوم شخص مفرد | recuperates |
heal and recuperate
بهبود و بهبودی
to recuperate after a defeat
برای بهبودی پس از شکست
recuperate after financial losses
بهبود یافتن پس از دست دادن های مالی
Stay in the hospital for a few more days to recuperate.
برای بهبودی چند روز دیگر در بیمارستان بمانید.
She needs to rest in order to recuperate from the flu.
او برای بهبودی از آنفولانزا نیاز به استراحت دارد.
After the surgery, the patient will need time to recuperate.
پس از جراحی، بیمار برای بهبودی به زمان نیاز خواهد داشت.
He went to the countryside to recuperate from the stress of city life.
او برای بهبودی از استرس زندگی شهری به روستا رفت.
It's important to give your body enough time to recuperate after a strenuous workout.
مهم است که به بدن خود زمان کافی برای بهبودی پس از یک تمرین سخت بدهید.
The injured athlete will need a few weeks to recuperate before returning to training.
ورزشکار آسیب دیده قبل از بازگشت به تمرین به چند هفته برای بهبودی نیاز خواهد داشت.
She decided to take a break from work to recuperate her mental health.
او تصمیم گرفت برای بهبودی سلامت روان خود از کار استراحت کند.
The company gave him paid leave to recuperate after his surgery.
شرکت مرخصی با حقوق به او برای بهبودی پس از جراحی داد.
The doctor advised him to stay in bed and rest to recuperate from the illness.
پزشک به او توصیه کرد در رختخواب بماند و استراحت کند تا از بیماری بهبود یابد.
She went on a yoga retreat to recuperate her mind and body.
او برای بهبودی ذهن و بدن خود به یک اردوی یوگا رفت.
The spa offers various treatments to help guests relax and recuperate.
اسپا درمان های مختلفی را برای کمک به مهمانان برای آرامش و بهبودی ارائه می دهد.
But granny, a convalescent home is where people rest and recuperate.
اما مادربزرگ، یک خانه بهبودی جایی است که مردم استراحت و بهبودی پیدا میکنند.
منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2There's going to be a real lag time before the restaurant business can recuperate.
قبل از اینکه کسب و کار رستوران بتواند بهبود یابد، زمان تأخیر واقعی وجود خواهد داشت.
منبع: VOA Standard English_AmericasShe's recuperating here, just had both hips replaced.
او در اینجا در حال بهبودی است، اخیراً هر دو مفصل ران خود را جایگزین کرده است.
منبع: Modern Family Season 6Ram Vilas Paswan recently underwent heart surgery and had been recuperating at a hospital in New Delhi.
رام ویلاس پسوان اخیراً تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت و در حال بهبودی در یک بیمارستان در دهلی نو بود.
منبع: CRI Online October 2020 CollectionDavid Jacobsen is recuperating in a hospital in Wiesbaden, West Germany.
دیوید یاکوبسن در حال بهبودی در یک بیمارستان در ویسبادن، آلمان غربی است.
منبع: Listen to this 3 Advanced English ListeningAfter her accident at 18, she spent a year in bed recuperating.
پس از حادثه او در سن 18 سالگی، یک سال در بستر بهبودی کرد.
منبع: Secrets of MasterpiecesSure, sitting for brief periods can help us recover from stress or recuperate from exercise.
مطمئناً، نشستن برای مدت کوتاه میتواند به ما کمک کند تا از استرس رهایی یابیم یا از خستگی پس از ورزش بهبود یابیم.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesThe operation went well, but it required quiet rest time to recuperate.
عمل جراحی خوب پیش رفت، اما به زمان استراحت آرام برای بهبودی نیاز داشت.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresDad's being released today. He's got to have a place to recuperate.
بابا امروز آزاد میشود. او باید جایی برای بهبودی داشته باشد.
منبع: Desperate Housewives Season 1Thabo Mbeki says he expects the liberation hero to be discharged to recuperate at home.
تابو امبیگی میگوید انتظار دارد قهرمان آزادی برای بهبودی در خانه ترخیص شود.
منبع: NPR News July 2013 Compilationheal and recuperate
بهبود و بهبودی
to recuperate after a defeat
برای بهبودی پس از شکست
recuperate after financial losses
بهبود یافتن پس از دست دادن های مالی
Stay in the hospital for a few more days to recuperate.
برای بهبودی چند روز دیگر در بیمارستان بمانید.
She needs to rest in order to recuperate from the flu.
او برای بهبودی از آنفولانزا نیاز به استراحت دارد.
After the surgery, the patient will need time to recuperate.
پس از جراحی، بیمار برای بهبودی به زمان نیاز خواهد داشت.
He went to the countryside to recuperate from the stress of city life.
او برای بهبودی از استرس زندگی شهری به روستا رفت.
It's important to give your body enough time to recuperate after a strenuous workout.
مهم است که به بدن خود زمان کافی برای بهبودی پس از یک تمرین سخت بدهید.
The injured athlete will need a few weeks to recuperate before returning to training.
ورزشکار آسیب دیده قبل از بازگشت به تمرین به چند هفته برای بهبودی نیاز خواهد داشت.
She decided to take a break from work to recuperate her mental health.
او تصمیم گرفت برای بهبودی سلامت روان خود از کار استراحت کند.
The company gave him paid leave to recuperate after his surgery.
شرکت مرخصی با حقوق به او برای بهبودی پس از جراحی داد.
The doctor advised him to stay in bed and rest to recuperate from the illness.
پزشک به او توصیه کرد در رختخواب بماند و استراحت کند تا از بیماری بهبود یابد.
She went on a yoga retreat to recuperate her mind and body.
او برای بهبودی ذهن و بدن خود به یک اردوی یوگا رفت.
The spa offers various treatments to help guests relax and recuperate.
اسپا درمان های مختلفی را برای کمک به مهمانان برای آرامش و بهبودی ارائه می دهد.
But granny, a convalescent home is where people rest and recuperate.
اما مادربزرگ، یک خانه بهبودی جایی است که مردم استراحت و بهبودی پیدا میکنند.
منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2There's going to be a real lag time before the restaurant business can recuperate.
قبل از اینکه کسب و کار رستوران بتواند بهبود یابد، زمان تأخیر واقعی وجود خواهد داشت.
منبع: VOA Standard English_AmericasShe's recuperating here, just had both hips replaced.
او در اینجا در حال بهبودی است، اخیراً هر دو مفصل ران خود را جایگزین کرده است.
منبع: Modern Family Season 6Ram Vilas Paswan recently underwent heart surgery and had been recuperating at a hospital in New Delhi.
رام ویلاس پسوان اخیراً تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت و در حال بهبودی در یک بیمارستان در دهلی نو بود.
منبع: CRI Online October 2020 CollectionDavid Jacobsen is recuperating in a hospital in Wiesbaden, West Germany.
دیوید یاکوبسن در حال بهبودی در یک بیمارستان در ویسبادن، آلمان غربی است.
منبع: Listen to this 3 Advanced English ListeningAfter her accident at 18, she spent a year in bed recuperating.
پس از حادثه او در سن 18 سالگی، یک سال در بستر بهبودی کرد.
منبع: Secrets of MasterpiecesSure, sitting for brief periods can help us recover from stress or recuperate from exercise.
مطمئناً، نشستن برای مدت کوتاه میتواند به ما کمک کند تا از استرس رهایی یابیم یا از خستگی پس از ورزش بهبود یابیم.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesThe operation went well, but it required quiet rest time to recuperate.
عمل جراحی خوب پیش رفت، اما به زمان استراحت آرام برای بهبودی نیاز داشت.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresDad's being released today. He's got to have a place to recuperate.
بابا امروز آزاد میشود. او باید جایی برای بهبودی داشته باشد.
منبع: Desperate Housewives Season 1Thabo Mbeki says he expects the liberation hero to be discharged to recuperate at home.
تابو امبیگی میگوید انتظار دارد قهرمان آزادی برای بهبودی در خانه ترخیص شود.
منبع: NPR News July 2013 Compilationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید