recultivation

[ایالات متحده]/ˌriːˌkʌltɪˈveɪʃən/
[بریتانیا]/ˌriːˌkʌltəˈveɪʃən/

ترجمه

n. عمل یا فرایند کشت مجدد زمین؛ کشت مجدد زمین برای استفاده کشاورزی؛ بازگردانی و مجدد استفاده از زمین کشاورزی با بازگشت آن به کشت (مثلاً پس از بی‌کشت یا ترکیدن)

عبارات و ترکیب‌ها

recultivation project

پروژه بازپروری

land recultivation

بازپروری زمین

recultivation efforts

تلاش‌های بازپروری

recultivation plan

برنامه بازپروری

recultivation process

فرآیند بازپروری

recultivation work

کار بازپروری

recultivation program

برنامه بازپروری

recultivation scheme

طرح بازپروری

recultivation initiatives

مبادرات بازپروری

جملات نمونه

the recultivation of abandoned fields restored soil health and boosted yields within two seasons.

بازپروری زمین‌های ترکیده سلامتی خاک را بهبود بخشید و در دو فصل عملکرد را افزایش داد.

farmers began a recultivation program to bring fallow land back into productive use.

کشاورزان یک برنامه بازپروری راه اندازی کردند تا زمین‌های غیر بهره‌برداری را دوباره به کاربرد مفید بازگردانند.

after the flood, careful recultivation efforts helped rebuild topsoil and prevent erosion.

پس از سیل، تلاش‌های بازپروری دقت‌آمیز به بازسازی خاک سطحی و جلوگیری از فرسیون کمک کرد.

the government funded recultivation projects aimed at reviving rural economies.

دولت پروژه‌های بازپروری را تأمین مالی کرد که هدف آن‌ها بازگردانی اقتصاد روستاها بود.

recultivation practices such as crop rotation reduced pests and improved long term fertility.

روش‌های بازپروری مانند چرخه کشت حشرات را کاهش داد و خصوصیات باروری در بلند مدت را بهبود بخشید.

they prioritized recultivation work on degraded plots where productivity had collapsed.

آن‌ها کار بازپروری را در زمین‌های فرسوده که بهره‌وری آن‌ها فرو کشیده شده بود، اولویت دادند.

community led recultivation of terrace farms protected the watershed and stabilized slopes.

بازپروری مزارع تراسی توسط جامعه منطقه راچه را حفظ کرد و شیب‌ها را پایدار کرد.

recultivation measures included adding compost, improving drainage, and reseeding cover crops.

اقدامات بازپروری شامل اضافه کردن کمپوست، بهبود دренیج و دوباره کاشت گیاهان پوششی بود.

the recultivation plan set clear targets for acreage, timelines, and water use.

طرح بازپروری هدف‌های واضحی را برای مساحت، زمان‌بندی و مصرف آب تعیین کرد.

without proper recultivation, the land remained barren and vulnerable to dust storms.

بدون بازپروری مناسب، زمین خاکی و آسیب‌پذیر در برابر بادهای گرد و غبار باقی ماند.

scientists monitored recultivation results to assess biodiversity recovery and nutrient cycles.

دانشمندان نتایج بازپروری را پیگیری کردند تا بازگشت تنوع زیستی و چرخه‌های مواد مغذی را ارزیابی کنند.

successful recultivation of mined land required strict soil standards and ongoing maintenance.

بازپروری موفق زمین‌های معدنی نیازمند استانداردهای سخت‌گیرانه خاک و نگهداری مداوم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید