recuperar la salud
بازگشت به سلامت
recuperar la inversion
بازگشت سرمایه
recuperar las fuerzas
بازگشت قدرت
recuperar las perdidas
بازگشت زیانها
recuperar el costo
بازگشت هزینه
recuperar el animo
بازگشت روحیه
recuperar la energia
بازگشت انرژی
the patient began to recuperar his strength gradually after the surgery.
بیمار شروع به بازگرداندن قدرت خود به تدریج پس از جراحی کرد.
they need to recuperar the lost time before the deadline.
آنها نیاز دارند زمان از دست رفته را قبل از مهلت بازگردانند.
the company is working hard to recuperar its reputation after the scandal.
شرکت در حال تلاش برای بازگرداندن شهرت خود پس از اسکاندال است.
she finally managed to recuperar her confidence after the failure.
او در نهایت موفق شد پس از شکست اعتماد خود را بازگرداند.
the team must recuperar control of the project before it gets worse.
تیم باید قبل از اینکه بدتر شود کنترل پروژه را بازگرداند.
he hopes to recuperar his health through proper diet and exercise.
او امیدوار است که با رژیم غذایی مناسب و تمرینات به سلامتی خود بازگردد.
the government plans to recuperar the lost territory from the rebels.
دولت قصد دارد زمینهای از دست رفته را از مятежگران بازگرداند.
after the accident, it took him weeks to recuperar his memory.
پس از حادثه، به او چند هفته زد تا یاد خود را بازگرداند.
the economy needs to recuperar its normal growth rate soon.
اقتصاد نیاز دارد به زودی نرخ رشد معمول خود را بازگرداند.
she struggled to recuperar her composure during the difficult meeting.
او در طول جلسه دشواری سعی کرد اعتماد خود را بازگرداند.
the athlete is trying to recuperar his peak performance after injury.
ورزشکار در حال تلاش برای بازگرداندن عملکرد اوج خود پس از آسیب است.
it took her three months to recuperar her appetite after the illness.
به او سه ماه زد تا پس از بیماری شهیت خود را بازگرداند.
recuperar la salud
بازگشت به سلامت
recuperar la inversion
بازگشت سرمایه
recuperar las fuerzas
بازگشت قدرت
recuperar las perdidas
بازگشت زیانها
recuperar el costo
بازگشت هزینه
recuperar el animo
بازگشت روحیه
recuperar la energia
بازگشت انرژی
the patient began to recuperar his strength gradually after the surgery.
بیمار شروع به بازگرداندن قدرت خود به تدریج پس از جراحی کرد.
they need to recuperar the lost time before the deadline.
آنها نیاز دارند زمان از دست رفته را قبل از مهلت بازگردانند.
the company is working hard to recuperar its reputation after the scandal.
شرکت در حال تلاش برای بازگرداندن شهرت خود پس از اسکاندال است.
she finally managed to recuperar her confidence after the failure.
او در نهایت موفق شد پس از شکست اعتماد خود را بازگرداند.
the team must recuperar control of the project before it gets worse.
تیم باید قبل از اینکه بدتر شود کنترل پروژه را بازگرداند.
he hopes to recuperar his health through proper diet and exercise.
او امیدوار است که با رژیم غذایی مناسب و تمرینات به سلامتی خود بازگردد.
the government plans to recuperar the lost territory from the rebels.
دولت قصد دارد زمینهای از دست رفته را از مятежگران بازگرداند.
after the accident, it took him weeks to recuperar his memory.
پس از حادثه، به او چند هفته زد تا یاد خود را بازگرداند.
the economy needs to recuperar its normal growth rate soon.
اقتصاد نیاز دارد به زودی نرخ رشد معمول خود را بازگرداند.
she struggled to recuperar her composure during the difficult meeting.
او در طول جلسه دشواری سعی کرد اعتماد خود را بازگرداند.
the athlete is trying to recuperar his peak performance after injury.
ورزشکار در حال تلاش برای بازگرداندن عملکرد اوج خود پس از آسیب است.
it took her three months to recuperar her appetite after the illness.
به او سه ماه زد تا پس از بیماری شهیت خود را بازگرداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید