recuperatable

[ایالات متحده]//rɪˈkjuːpəreɪtəbəl//
[بریتانیا]//rɪˈkuːpəreɪtəbəl//

ترجمه

adj. قابل بازیابی، بازپسگیری یا بازگردانی شدن؛ توانایی بازیابی از بیماری، آسیب یا خستگی داشتن؛ (در مورد هزینه‌ها، زیان‌ها یا منابع) قابل بازپسگیری یا جبران شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

recuperatable costs

هزینه‌های بازپس‌گیری‌شدنی

recuperatable loss

زیان بازپس‌گیری‌شدنی

recuperatable expenses

هزینه‌های بازپس‌گیری‌شدنی

recuperatable amount

مبلغ بازپس‌گیری‌شدنی

recuperatable damages

خسارت‌های بازپس‌گیری‌شدنی

recuperatable value

ارزش بازپس‌گیری‌شدنی

non-recuperatable costs

هزینه‌های غیربازپس‌گیری‌شدنی

non-recuperatable losses

زیان‌های غیربازپس‌گیری‌شدنی

جملات نمونه

the data seems recuperatable if we restore the latest backup.

اگر ما آخرین پشتیبانی را بازیابی کنیم، داده‌ها به نظر می‌رسد بازگردانی‌پذیر است.

most of the costs are recuperatable through insurance claims.

بیشتر هزینه‌ها از طریق دعوای بیمه بازگردانی‌پذیر است.

after review, the legal fees were deemed recuperatable from the vendor.

پس از بررسی، هزینه‌های حقوقی از فروشنده بازگردانی‌پذیر شناخته شد.

not all damages are recuperatable under this policy.

همه خسارات تحت این سیاست بازگردانی‌پذیر نیستند.

the finance team asked which expenses are recuperatable from the client.

تیم مالی پرسید کدام هزینه‌ها از مشتری بازگردانی‌پذیر است.

we can classify the travel charges as recuperatable business expenses.

ما می‌توانیم هزینه‌های سفر را به عنوان هزینه‌های کسب و کار بازگردانی‌پذیر طبقه‌بندی کنیم.

the deposit is recuperatable upon cancellation with 48 hours notice.

پیش‌پرداخت در صورت لغو با اطلاع ده روزه بازگردانی‌پذیر است.

engineers confirmed the system is recuperatable after a controlled reboot.

مهندسان تأیید کردند که سیستم پس از ریبوت کنترل‌شده بازگردانی‌پذیر است.

those losses may be recuperatable through a negotiated settlement.

این خسارات ممکن است از طریق یک توافق مذاکره‌شده بازگردانی‌پذیر باشند.

only a portion of the overpayment is recuperatable due to time limits.

تنها بخشی از پرداخت‌های اضافی به دلیل محدودیت زمانی بازگردانی‌پذیر است.

we need a list of recuperatable items before submitting the reimbursement request.

قبل از ارسال درخواست جبران خسارت، ما لیستی از موارد بازگردانی‌پذیر نیاز داریم.

her strength was recuperatable with rest, hydration, and time.

قدرت او با استراحت، تغذیه و زمان بازگردانی‌پذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید