wobbled slightly
کمی تکان خورد
wobbled around
اطراف آن تکان خورد
wobbled back
به عقب تکان خورد
wobbled forward
به جلو تکان خورد
wobbled precariously
به طور خطرناک تکان خورد
wobbled unsteadily
به طور ناپایدار تکان خورد
wobbled curiously
با کنجکاوی تکان خورد
wobbled gently
به آرامی تکان خورد
wobbled nervously
با اضطراب تکان خورد
wobbled wildly
به طور وحشیانه تکان خورد
the table wobbled when i placed my drink on it.
میز هنگام گذاشتن نوشیدنی روی آن به لرزه افتاد.
she wobbled on her bike as she learned to ride.
وقتی دوچرخه سواری یاد میگرفت، روی دوچرخه خود به لرزه افتاد.
the toddler wobbled while trying to walk.
کودک خردسال درحالی که سعی میکرد راه برود، به لرزه افتاد.
the tower wobbled in the strong wind.
برج در باد شدید به لرزه افتاد.
he wobbled on the edge of the cliff.
او در لبه صخره به لرزه افتاد.
the jelly wobbled as i touched it.
ژله وقتی آن را لمس کردم، به لرزه افتاد.
her confidence wobbled during the presentation.
اعتماد به نفس او در طول ارائه به لرزه افتاد.
the chair wobbled, making it uncomfortable to sit.
صندلی به لرزه افتاد و نشستن روی آن را ناراحت کرد.
the dog wobbled after getting up from a nap.
سگ بعد از بیدار شدن از چرت به لرزه افتاد.
the tightrope walker wobbled but managed to keep his balance.
راه رونده طناب دراز به لرزه افتاد اما توانست تعادل خود را حفظ کند.
wobbled slightly
کمی تکان خورد
wobbled around
اطراف آن تکان خورد
wobbled back
به عقب تکان خورد
wobbled forward
به جلو تکان خورد
wobbled precariously
به طور خطرناک تکان خورد
wobbled unsteadily
به طور ناپایدار تکان خورد
wobbled curiously
با کنجکاوی تکان خورد
wobbled gently
به آرامی تکان خورد
wobbled nervously
با اضطراب تکان خورد
wobbled wildly
به طور وحشیانه تکان خورد
the table wobbled when i placed my drink on it.
میز هنگام گذاشتن نوشیدنی روی آن به لرزه افتاد.
she wobbled on her bike as she learned to ride.
وقتی دوچرخه سواری یاد میگرفت، روی دوچرخه خود به لرزه افتاد.
the toddler wobbled while trying to walk.
کودک خردسال درحالی که سعی میکرد راه برود، به لرزه افتاد.
the tower wobbled in the strong wind.
برج در باد شدید به لرزه افتاد.
he wobbled on the edge of the cliff.
او در لبه صخره به لرزه افتاد.
the jelly wobbled as i touched it.
ژله وقتی آن را لمس کردم، به لرزه افتاد.
her confidence wobbled during the presentation.
اعتماد به نفس او در طول ارائه به لرزه افتاد.
the chair wobbled, making it uncomfortable to sit.
صندلی به لرزه افتاد و نشستن روی آن را ناراحت کرد.
the dog wobbled after getting up from a nap.
سگ بعد از بیدار شدن از چرت به لرزه افتاد.
the tightrope walker wobbled but managed to keep his balance.
راه رونده طناب دراز به لرزه افتاد اما توانست تعادل خود را حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید