wobbled

[ایالات متحده]/ˈwɒbld/
[بریتانیا]/ˈwɑːbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناپایدار از یک طرف به طرف دیگر حرکت کرد; تاب خورد یا تکان خورد; لرزید یا لرزید; لرزید یا ارتعاش کرد

عبارات و ترکیب‌ها

wobbled slightly

کمی تکان خورد

wobbled around

اطراف آن تکان خورد

wobbled back

به عقب تکان خورد

wobbled forward

به جلو تکان خورد

wobbled precariously

به طور خطرناک تکان خورد

wobbled unsteadily

به طور ناپایدار تکان خورد

wobbled curiously

با کنجکاوی تکان خورد

wobbled gently

به آرامی تکان خورد

wobbled nervously

با اضطراب تکان خورد

wobbled wildly

به طور وحشیانه تکان خورد

جملات نمونه

the table wobbled when i placed my drink on it.

میز هنگام گذاشتن نوشیدنی روی آن به لرزه افتاد.

she wobbled on her bike as she learned to ride.

وقتی دوچرخه سواری یاد می‌گرفت، روی دوچرخه خود به لرزه افتاد.

the toddler wobbled while trying to walk.

کودک خردسال درحالی که سعی می‌کرد راه برود، به لرزه افتاد.

the tower wobbled in the strong wind.

برج در باد شدید به لرزه افتاد.

he wobbled on the edge of the cliff.

او در لبه صخره به لرزه افتاد.

the jelly wobbled as i touched it.

ژله وقتی آن را لمس کردم، به لرزه افتاد.

her confidence wobbled during the presentation.

اعتماد به نفس او در طول ارائه به لرزه افتاد.

the chair wobbled, making it uncomfortable to sit.

صندلی به لرزه افتاد و نشستن روی آن را ناراحت کرد.

the dog wobbled after getting up from a nap.

سگ بعد از بیدار شدن از چرت به لرزه افتاد.

the tightrope walker wobbled but managed to keep his balance.

راه رونده طناب دراز به لرزه افتاد اما توانست تعادل خود را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید