refloats the boat
بازتاباندن قایق
refloats the ship
بازتاباندن کشتی
refloats the vessel
بازتاباندن کشتی
refloats the debris
بازتاباندن بقایای
refloats the wreck
بازتاباندن لاشه
refloats the cargo
بازتاباندن بار
refloats the barge
بازتاباندن بارج
refloats the platform
بازتاباندن سکو
refloats the rig
بازتاباندن سازه
refloats the pontoon
بازتاباندن اسکله شناور
the team refloats the sunken ship every spring.
تیم هر سال بهار، کشتی غرق شده را دوباره شناور می کند.
after repairs, the boat refloats and sails again.
پس از تعمیرات، قایق دوباره شناور می شود و دوباره به حرکت در می آید.
engineers refloat the oil rig after the storm.
مهندسان پس از طوفان، سازه نفتی را دوباره شناور می کنند.
they plan to refloat the wreckage by next month.
آنها قصد دارند تا ماه آینده، بقایای کشتی را دوباره شناور کنند.
the rescue team refloats the capsized vessel.
تیم نجات کشتی وارونه را دوباره شناور می کند.
refloats of the sunken treasures are ongoing.
تلاش برای شناور کردن دوباره گنج های غرق شده در حال انجام است.
they successfully refloat the barge using airbags.
آنها با موفقیت بارج را با استفاده از کیسه هوا دوباره شناور می کنند.
the company refloats its financial assets after restructuring.
شرکت پس از بازسازی، دارایی های مالی خود را دوباره شناور می کند.
after a thorough inspection, the divers refloat the old ship.
پس از بازرسی کامل، غواصان کشتی قدیمی را دوباره شناور می کنند.
the project aims to refloat the local economy.
هدف این پروژه، شناور کردن دوباره اقتصاد محلی است.
refloats the boat
بازتاباندن قایق
refloats the ship
بازتاباندن کشتی
refloats the vessel
بازتاباندن کشتی
refloats the debris
بازتاباندن بقایای
refloats the wreck
بازتاباندن لاشه
refloats the cargo
بازتاباندن بار
refloats the barge
بازتاباندن بارج
refloats the platform
بازتاباندن سکو
refloats the rig
بازتاباندن سازه
refloats the pontoon
بازتاباندن اسکله شناور
the team refloats the sunken ship every spring.
تیم هر سال بهار، کشتی غرق شده را دوباره شناور می کند.
after repairs, the boat refloats and sails again.
پس از تعمیرات، قایق دوباره شناور می شود و دوباره به حرکت در می آید.
engineers refloat the oil rig after the storm.
مهندسان پس از طوفان، سازه نفتی را دوباره شناور می کنند.
they plan to refloat the wreckage by next month.
آنها قصد دارند تا ماه آینده، بقایای کشتی را دوباره شناور کنند.
the rescue team refloats the capsized vessel.
تیم نجات کشتی وارونه را دوباره شناور می کند.
refloats of the sunken treasures are ongoing.
تلاش برای شناور کردن دوباره گنج های غرق شده در حال انجام است.
they successfully refloat the barge using airbags.
آنها با موفقیت بارج را با استفاده از کیسه هوا دوباره شناور می کنند.
the company refloats its financial assets after restructuring.
شرکت پس از بازسازی، دارایی های مالی خود را دوباره شناور می کند.
after a thorough inspection, the divers refloat the old ship.
پس از بازرسی کامل، غواصان کشتی قدیمی را دوباره شناور می کنند.
the project aims to refloat the local economy.
هدف این پروژه، شناور کردن دوباره اقتصاد محلی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید