refloats

[ایالات متحده]/riːˈfləʊts/
[بریتانیا]/riˈfloʊts/

ترجمه

vt. چیزی را دوباره شناور کردن; چیزی را از آب بیرون آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

refloats the boat

بازتاباندن قایق

refloats the ship

بازتاباندن کشتی

refloats the vessel

بازتاباندن کشتی

refloats the debris

بازتاباندن بقایای

refloats the wreck

بازتاباندن لاشه

refloats the cargo

بازتاباندن بار

refloats the barge

بازتاباندن بارج

refloats the platform

بازتاباندن سکو

refloats the rig

بازتاباندن سازه

refloats the pontoon

بازتاباندن اسکله شناور

جملات نمونه

the team refloats the sunken ship every spring.

تیم هر سال بهار، کشتی غرق شده را دوباره شناور می کند.

after repairs, the boat refloats and sails again.

پس از تعمیرات، قایق دوباره شناور می شود و دوباره به حرکت در می آید.

engineers refloat the oil rig after the storm.

مهندسان پس از طوفان، سازه نفتی را دوباره شناور می کنند.

they plan to refloat the wreckage by next month.

آنها قصد دارند تا ماه آینده، بقایای کشتی را دوباره شناور کنند.

the rescue team refloats the capsized vessel.

تیم نجات کشتی وارونه را دوباره شناور می کند.

refloats of the sunken treasures are ongoing.

تلاش برای شناور کردن دوباره گنج های غرق شده در حال انجام است.

they successfully refloat the barge using airbags.

آنها با موفقیت بارج را با استفاده از کیسه هوا دوباره شناور می کنند.

the company refloats its financial assets after restructuring.

شرکت پس از بازسازی، دارایی های مالی خود را دوباره شناور می کند.

after a thorough inspection, the divers refloat the old ship.

پس از بازرسی کامل، غواصان کشتی قدیمی را دوباره شناور می کنند.

the project aims to refloat the local economy.

هدف این پروژه، شناور کردن دوباره اقتصاد محلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید