reappear

[ایالات متحده]/riːə'pɪə/
[بریتانیا]/ˌriə'pɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دوباره ظاهر شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreappearing
شکل سوم شخص مفردreappears
زمان گذشتهreappeared
قسمت سوم فعلreappeared
جمعreappears

جملات نمونه

She reappeared at my side with a novel.

او دوباره در کنار من ظاهر شد با یک رمان.

Abstraction is mental and verbal and disappears in sleep, or swoon;it reappears in time;I am in my own state (swarupa) timelessly in the now.

انتزاع ذهنی و کلامی است و در خواب یا غش ناپدید می شود؛ این دوباره در زمان ظاهر می شود؛ من در حال حاضر در حالت خودم (سواروپا) بی زمان هستم.

Alvar Aalto : Nothing is ever reborn , but neither does it totally disappear .And that which has once been , will always reappear in a new form .

آلوار آالتو: هیچ چیز هرگز دوباره متولد نمی شود، اما کاملاً ناپدید نمی شود. و آنچه یک بار وجود داشته است، همیشه به شکل جدیدی دوباره ظاهر می شود.

The magician made the rabbit reappear out of thin air.

جادوگر باعث شد خرگوش از هیچ جا دوباره ظاهر شود.

After the rain stopped, the sun began to reappear.

بعد از قطع شدن باران، خورشید شروع به ظاهر شدن کرد.

Old trends often reappear in fashion after some time.

ترندهای قدیمی اغلب بعد از مدتی در مد دوباره ظاهر می شوند.

The same issue seems to reappear in every meeting.

همین موضوع به طور مداوم در هر جلسه دوباره ظاهر می شود.

Memories of her childhood reappear whenever she visits her hometown.

خاطرات دوران کودکی او هر زمان که از شهرش بازدید می کند دوباره ظاهر می شود.

The ghost is said to reappear every full moon.

گفته می شود که شبح هر ماه کامل دوباره ظاهر می شود.

The missing cat finally reappeared after a week.

گربه گم شده بعد از یک هفته سرانجام دوباره ظاهر شد.

The stars reappear in the sky as the clouds clear.

ستاره ها با صاف شدن آسمان دوباره در آسمان ظاهر می شوند.

The symptoms of the illness may reappear if not treated properly.

اگر به درستی درمان نشود، علائم بیماری ممکن است دوباره ظاهر شوند.

Her paintings often reappear in art galleries around the world.

نقاشی های او اغلب در گالری های هنری در سراسر جهان دوباره ظاهر می شوند.

نمونه‌های واقعی

Treacle toffee, Ron? he added as Ron reappeared.

عسل شیرین، رون؟ او اضافه کرد همانطور که رون دوباره ظاهر شد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Now and again he disappeared only to reappear once more.

گاهی اوقات او ناپدید می شد و دوباره ظاهر می شد.

منبع: The Adventures of Pinocchio

" Got ev'rything? " asked Hagrid brightly when they reappeared at his side.

" همه چیز را داری؟ " هاگرز با خوشحالی پرسید وقتی آنها در کنارش دوباره ظاهر شدند.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Less than a second later, Peter instantly reappeared inside one of the cells!

کمتر از یک ثانیه بعد، پیتر بلافاصله در یکی از سلول ها دوباره ظاهر شد!

منبع: Spider-Man: No Way Home

The two men then reappear on the video.

سپس دو مرد در ویدیو دوباره ظاهر می شوند.

منبع: VOA Special August 2018 Collection

Dudley suddenly reappeared in the room.

دودلی ناگهان در اتاق دوباره ظاهر شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

But fashion was a subject this roach wouldn't broach, it disappeared only to reappear on the banister.

اما مد موضوعی بود که این سوسک نمی خواست به آن بپردازد، ناپدید شد و فقط روی نرده دوباره ظاهر شد.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

But then the red cloud reappeared.

اما سپس ابر قرمز دوباره ظاهر شد.

منبع: Journey to the West

HIV has reappeared in their blood.

HIV در خون آنها دوباره ظاهر شده است.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

The chin disappears and the large brown eyes reappear.

چانه ناپدید می شود و چشمان قهوه ای بزرگ دوباره ظاهر می شوند.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید