refueling

[ایالات متحده]/[rɪˈfjuːəlɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈfjuːəlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تزود آب‌نما در یک وسیله نقلیه یا ماشین؛ سوختی که به یک وسیله نقلیه یا ماشین اضافه می‌شود.
v. اضافه کردن سوخت به یک وسیله نقلیه یا ماشین؛ تجدید تأمین سوخت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

refueling stop

موقف تزئين سوخت

refueling station

ایستگاه تزئين سوخت

refueling now

در حال تزئين سوخت

refueling break

استراحت تزئين سوخت

refueling process

فرآيند تزئين سوخت

refueling costs

هزينه هاي تزئين سوخت

refueling time

زمان تزئين سوخت

refueling area

منطقه تزئين سوخت

refueling vehicle

وسيله نقلیه تزئين سوخت

جملات نمونه

we stopped at a gas station for refueling.

ما در یک ایستگاه بنزین توقف کردیم تا بنزین بگیریم.

the plane is scheduled for refueling before the long flight.

هواپیما قبل از پرواز طولانی برای بنزین گرفتن برنامه‌ریزی شده است.

rapid refueling is essential for racing teams.

بنزین گرفتن سریع برای تیم‌های رقابتی ضروری است.

the ship requires extensive refueling in port.

کشتی نیاز به بنزین گرفتن گسترده در بندر دارد.

we're planning a refueling stop in denver.

ما در دنور یک توقف برای بنزین گرفتن را برنامه‌ریزی کرده‌ایم.

emergency refueling services are available 24/7.

خدمات بنزین گرفتن اضطراری 24/7 در دسترس است.

the car's fuel tank needs refueling.

tank بنزین ماشین نیاز به بنزین گرفتن دارد.

after the hike, we needed refueling and a rest.

پس از پیاده روی، ما نیاز به بنزین گرفتن و استراحت داشتیم.

the truck is undergoing refueling operations.

ترک توسط عملیات بنزین گرفتن انجام می‌شود.

we completed the refueling process quickly.

ما فرآیند بنزین گرفتن را به سرعت کامل کردیم.

the fleet will require regular refueling.

فлот نیاز به بنزین گرفتن منظم خواهد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید