regretting

[ایالات متحده]/[rɪˈɡretɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈɡretɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساس یا بیان ناامیدی یا ناامیدی در مورد چیزی؛ بیان افسوس یا ناامیدی.
adj. بیان کننده ناامیدی.

عبارات و ترکیب‌ها

regretting deeply

باعتراف عمیق

regretting that

باعتراف این

regretting now

باعتراف حالا

regretting the decision

باعتراف تصمیم

regretting it all

باعتراف همه چیز

regretting my actions

باعتراف اقدامات من

regretting losing

باعتراف بازنگشت

regretting the mistake

باعتراف خطا

regretting saying

باعتراف گفتن

regretting already

باعتراف قبلا

جملات نمونه

i'm regretting not studying harder for the exam.

من از اینکه سخت‌تر برای آزمون مطالعه نکردم پشیمانم.

she's regretting selling her vintage car.

او از فروش ماشین کلاسیک خود پشیمان است.

we're regretting our decision to go on that trip.

ما از تصمیممان برای انجام آن سفر پشیمان هستیم.

he's regretting missing the concert last night.

او از اینکه شب گذشته کنسرت را از دست داد پشیمان است.

they're regretting not taking the job offer.

آن‌ها از اینکه پیشنهاد شغلی را پذیرفته نکردند پشیمان هستند.

i'm regretting eating so much cake.

من از اینکه آنقدر کیک خوردم پشیمانم.

the company is regretting its past environmental practices.

شرکت از رفتارهای محیطی گذشته‌اش پشیمان است.

i'm regretting not listening to my mother's advice.

من از اینکه به نصیحت مادرم گوش نکردم پشیمانم.

he's regretting arguing with his friend.

او از اینکه با دوستش درگیر شد پشیمان است.

we're regretting not saving more money.

ما از اینکه بیشتر پس‌انداز نکردیم پشیمان هستیم.

she's regretting trusting him with her secret.

او از اینکه رازش را به او اعتماد کرد پشیمان است.

i'm regretting spending so much time on social media.

من از اینکه زمان زیادی روی رسانه‌های اجتماعی گذاشتم پشیمانم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید